امروز دوشنبه 26 مهر 1400
moallem.cloob24.com
0

تربیت دختران در سیره معصومین (ع)

مهم ترین هدف از تربیت دختران افزون بر خودسازی و پرورش باورهای دینی، آشنا کردن آنان با فنون و شیوه های زندگی مانند شیوه شوهرداری، فرزند پروری، همسایه داری و معاشرت با مردم است. بدین معنا که دختران در کنار فراگیری اندیشه های دینی و آموختن رفتارهای اسلامی، نقش آفرینی در عرصه های گوناگون زندگی را بیاموزند.

اهمیت تربیت دختران

امروزه بیش از هر زمان دیگر باید به تربیت دختران همت گماشت؛ زیرا از یک سو نزدیک به نیمی از نیروهای فعال و کارآمد جامعه را قشر زنان و دختران تشکیل می دهند و از سوی دیگر، گستره فعالیت آنان، همه امور فردی و اجتماعی را در بر می گیرد. ضمن آنکه پرهیز از اختلاط زن و مرد در بیشتر مراکز و اداره های خصوصی و دولتی، امری سخت شده است، در چنین شرایطی باید دانست که تنها در صورت تربیت درست و اسلامی دختران است که جامعه در امنیت به سر می برد و نابهنجاری های اخلاقی و اجتماعی کاهش می یابد. اگر جامعه زنان و دختران در رفتار و داد و ستد و رفت و آمدهایشان، دستورهای شرعی را رعایت کنند و با حفظ حجاب و پوشش اسلامی در اجتماع حضور یابند، انحراف های اخلاقی به میزان قابل توجهی کاهش می یابد؛ زیرا بیشتر نابسامانی های فرهنگی و اجتماعی بر اثر اختلاط زن و مرد و جوانان دختر و پسر و در پی رعایت نکردن حدود اسلامی پدید می آید که با تربیت دینی نسل جوان به ویژه دختران می توان از این مسئله پیش گیری کرد.

حضور چشم گیر دختران و زنان در جامعه و گسترده بودن فعالیت آنها، به فرهنگ سازی درست این گونه ارتباط ها نیازمند است که با پرورش درست به دست می آید.

تربیت دختران در محیط خانواده

مهم ترین هدف از تربیت دختران افزون بر خودسازی و پرورش باورهای دینی، آشنا کردن آنان با فنون و شیوه های زندگی مانند شیوه شوهرداری، فرزند پروری، همسایه داری و معاشرت با مردم است. بدین معنا که دختران در کنار فراگیری اندیشه های دینی و آموختن رفتارهای اسلامی، نقش آفرینی در عرصه های گوناگون زندگی را بیاموزند. وظیفه مادر است که از کوچکی به آموختن نقش ها به فرزندان و دختران شان بپردازد؛ زیرا محیط خانه مناسب ترین فضا برای نقش آموزی دختران است و مادر، شایسته ترین معلم و راهنما برای دختر به شمار می رود.

ارتباط عمیق مادر و فرزند و اعتماد همه جانبه دختر به مادر، مهم ترین عامل در اجرای فرآیند تربیت و اثر گذاری آن است. دختر با دیده اطمینان و اعتماد به مادر می نگرند، به گفته او گوش می دهد و هر چه بخواهد بدان عمل می کند. بدین سان مادر، تنها کسی است که از نزدیک با دخترش ارتباط دارد و از نیازهای مادی و معنوی او آگاه است. او بیشترین زمان را در کنار دختر سپری می کند و از خواسته های قلبی وی آگاهی کامل دارد. از این رو، قادر است مسائل مهم و ضروری را روشن و آشکارا با دخترش در میان بگذارد و انجام دادن آن را از وی بخواهد. البته مادر در صورتی می تواند به نقش آفرینی دختر کمک کند که خود، با نقش های مورد نظر آشنایی کامل داشته باشد.

هدف از تربیت دختران، افزون بر بیمه کردن آنان در برابر انحراف های دینی و اخلاقی، آموزش نقش های مورد نیاز وی در زندگی خانوادگی و اجتماعی است، که مناسب ترین معلم در این زمینه، مادر و بهترین مدرسه برای انجام این کار، محیط خانه است.

تربیت اقتصادی دختران

یکی از جنبه های تربیت زنان و دختران، تربیت اقتصادی آنان است. اگر زنان و دختران از دانش اقتصاد خانواده بهره مند باشند، بهتر می توانند به ایفای نقش خانه داری بپردازند. تربیت اقتصادی به معنای کارآموزی فنون خانه داری و فراگیری شیوه های درست مصرف مالی است. آشنا ساختن دختران با آشپزی و تهیه غذای مناسب بدون اسراف و تباه کردن مواد اولیه، از وظایف مادران است.

قرآن کریم دستورهای متعددی در زمینه اقتصاد و امور معیشتی مردم دارد و همه آنها را به رعایت میانه روی در دخل و خرج سفارش می کند. مسرفین و کسانی که در استفاده از منابع و امکانات مادی زیاده روی می کنند، در قرآن از اهل دوزخ شمرده شده اند، آنجا که خداوند می فرماید: «و ان المسرفین هم أصحاب النار؛ و مسرفان اهل آتشند.» (غافر43)

ایجاد روحیه میانه روی در دختران، از عوامل مهم در اداره اقتصاد خانواده است، به گونه ای که این ویژگی در موفقیت و پیدایش رضایت اعضای خانواده و سازگاری با آنان، به ویژه تأمین رضایت شوهر نقش حیاتی دارد. اگر دختر در خانه پدر با روحیه میانه روی و آینده نگری بزرگ شود، می تواند آن روش را در خانه شوهر نیز ادامه دهد و زندگی آبرومندی را برای خود و اعضای خانواده اش فراهم کند. در مقابل، اگر پدر و مادر به تربیت دختر توجه نکنند و او تجمل گرا و خودسر بار آید، چنین دختری در اداره امور خانه موفق نخواهد بود، چنان که دختران خانواده های سرمایه دار که بیشتر در ناز و نعمت بزرگ می شوند، توانایی چندانی در اداره خانه ندارند. در واقع، بسیاری از آنها با توجه به نوع زندگی در خانه پدر، توقع زیاد و خواسته های نامعقول دارند که شوهران سطح متوسط جامعه، از پاسخ گویی دچار سستی و فروپاشی می شود.

سیره فاطمه زهرا علیها السلام، الگوی مناسب میانه روی و قناعت و بی نیازی از مردم است که زنان مسلمان باید از آن پیروی کنند. جریان انفاق لباس عروسی و بسنده کردن به پیراهن کهنه، از رویدادهای بسیار زیبا و جالبی است که تنها در شب عروسی دخت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فاطمه زهرا علیها السلام واقع شده و در طول تاریخ نظیر آن مشاهده نشده است. (اخلاق حضرت فاطمه زهرا ص 86) یکی از آرزوهای معمول جوانان این است که مراسم ازدواجشان به عنوان مراسمی که یک بار در زندگی شان اتفاق می افتد، باید هر چه با شکوه برگزار شود. این مسئله، طبیعی است و هر جوانی خواهان آن است، ولی حضرت زهرا علیها السلام که تربیت یافته مکتب مکتب وحی بود، فراتر از خواسته ها و گرایش های انسانی می اندیشید و با عمل به سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله در قناعت ورزی، در همان شب به یاد ماندنی زیباترین لباسش را به سائل داد و رضای خدا و پیامبرش را بر خواسته های طبیعی خود مقدم داشت.

تربیت اقتصادی، در اداره کردن زندگی نقش اساسی دارد و در ایفای نقش خانه داری و امور معیشتی اثر گذار است. از این رو، لازم است از دوره کودکی به تربیت اقتصادی دختران اهتمام ورزید و آنها را با روحیه قناعت و صرفه جویی پرورش داد. زندگی با عزت و شرافت فاطمه زهرا علیهاالسلام که با ایثار و از خود گذشتگی عجین بود،برترین راهنمای زنان و دختران مسلمان است.

دختران و مسائل بلوغ

بر اساس تفاوت های جسمی و روحی زن و مرد، شرایط بلوغ و زمان انجام دادن وظایف دینی و مذهبی آنان نیز متفاوت است. دختر زودتر از پسر به تکلیف می رسد و پدر و مادر باید به این مسئله توجه داشته باشند. چه بسا ممکن است برخی از خانواده ها از اهمیت این امر بی خبر باشند و سن تکلیف فرزندان خود را از یاد ببرند و زمانی با خبر شوند که بسیاری از تکلیف های الهی از آنان فوت شده و فرزندان به موقع آنها را انجام نداده اند. دختر بر اساس ویژگی های بیولوژیکی و روانی خود، زودتر آماده پذیرش وظایف و آموزه های دینی می شود. اسلام با توجه به این ویژگی می خواهد، دختران پیش از پسران در زیر خیمه انسان ساز دین و مذهب وارد شوند و معارف اسلامی را بیاموزند؛ زیرا انجام دادن عبادت و پای بندی به وظایف دینی و اسلامی، در اصلاح و تربیت انسان نقش اساسی دارد. خداوند خطاب به مریم - مادر حضرت عیسی علیه السلام - می فرماید: «ای مریم! در برابر پروردگارت خضوع کن و پیشانی بر زمین بگذار و با رکوع کنندگان رکوع کن».(آل عمران: 43)

از بعضی تفسیرها بر می آید که این خطاب در نه سالگی مریم بوده و او پس از آن، همواره در حال عبادت بود تا آنجا که بر اثر عبادت، در رسیدن به کمالات معنوی از بزرگان و دانشمندان عصر خود پیشی گرفت. (تفسیر نمونه ج 2 ص 399) شاید به این دلیل بود که حضرت مریم با جان و دل پذیرای دستورهای خدا شد و عاشقانه به عبادت او پرداخت. به هر حال، پای بندی به انجام دادن وظایف دینی و مذهبی، این امکان را به دختران می دهد که زودتر آمادگی لازم را برای ایفا نقش هایی چون مادری و خانه داری پیدا کنند.

از آن جا دختر زودتر از پسر به تکلیف می رسد، آموزش های ویژه ای را می طلبد. بدین معنا که احکام عملی ویژه زنان و دختران، باید پیش از بلوغ، به آنان آموزش داده شود تا هنگام روبه رو شدن با آنچه به زوی برایشان پیش می آید، دچار مشکل روحی نشوند. چه بسا دخترانی که بر اثر بی خبری از آنچه هنگام بلوغ برای دختران اتفاق می افتد، دچار نگرانی و پریشانی روانی و گاه گرفتار پی آمدهای ناگواری چون بیماری می شوند. این مسئله را با تربیت و آموزش به موقع وظایف دینی و آگاه سازی او می توان کنترل کرد.

آگاهی دادن به دختر درباره آنچه بر اثر دگرگونی های جسمی هنگام بلوغ برای او رخ می دهد، او را از سرگردانی و افسردگی حفظ می کند.

نقش فرهنگی، تربیتی زنان؛ شاه کلید ایجاد جامعه مهدوی

در دنیای پرهیاهوی امروز که غوغاسالاران پشت پرده مدیریت رسانه ها، رشته حکومت دنیا را به دست گرفته اند و هر گاه که اراده کرده اند شگفتی نوینی را خلق کرده و با بوق و کرنا در ضمیر مخاطبان میلیاردی خود جای داده اند، نقشه های پیچیده و شگفت آوری وجود دارد.

در این رسانه ها که دیگر فقط به تلویزیون های ماهواره ای یا رادیوها و شبکه های عظیم و پیچیده اینترنتی محدود نیست، بلکه رسانه های دنیای مدرن شامل تمامی ابزارهایی که توان انتقال پیام همچون سینما، کتاب، رسانه های دیجیتال، عکس، آثار هنری مختلف و خیلی چیزهای دیگر را شامل می شوند نکته جالب و تعیین کننده ای نقش دارد که در عین حال مورد غفلت بسیاری از اندیشمندان شرقی هم قرار گرفته و ظاهرا تلاش چندانی برای بازیابی این نقش یعنی نقش زن صورت نمی گیرد.

آری، زن در بسیاری از ممالک غربی به عنوان کالایی است که می تواند در جذب بیننده و افزایش بازاریابی موثرتر از هر چیز دیگری عمل کند، شاید استفاده از این کلمات برای موجود ارزشمندی چون زن در خور و شایسته نباشد ولی چه کنیم که در بسیاری از مناطق جهان امروزی هنوز معنای واقعی زن درک نشده و به زن با نگاهی به غیر از معنای اصلی آن نگریسته می شود و کارهایی همچون موارد ذکر شده بر روی آنها اعمال می شود و حتی بیشتر و بدتر از آن.

در حالی که اگر دقیقتر و عمیق تر بیندیشم زن در عین ظرافت و زیبایی که خداوند به طور فطری در وجود آن خلق کرده، می تواند همچون مردان در امور مهم اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و آموزشی نقش موثری ایفا کند، خصوصا آموزشی که به طور غریزی یکی از مسئولیت ها و وظایف زن به شمار می رود.

زن در نقش یک مادر اصلی ترین عنصر تربیتی فرزند به شمار می رود و در زندگی یک فرد نحوه تعلیم و پرورش مادر از اهمیت ویژه ای برخوردار است، این نیز چنانچه یاد شد از حکمت و عظمت الهی سرچشمه می گیرد.

نقش زن در تعلیم و تربیت خانواده

زن آئینه تمام نمای شخصیت انسان است. او مظهر پرورش است و صفت الهی پروردن از جانب خدای خویش را به ودیعه دارد. این وجود سراسر نیاز، خود نیازمندان را غنا می بخشد، آنان را به کمال معنوی سوق می دهد تا با احاطه بر کلیات هستی و شناخت برهانی به مبدا و غایت وجود دست یابند. آنان را به جایگاهی می رساند که جز قداست و پاکی چیزی نیست، به راستی این وجود لطیف با همه ظرایف روحی که دیگران ضعیف می خوانندش، چگونه می تواند جلوه و جمالی از حق و عامل تجلی صفات الهی در سایرین باشد؟ رمز آن قدرت عظیم که در این وجود نهفته است در چیست؟ اندیشه های والا و نگرش عمیق و دقیق، راز این حکمت را در قدرت پرورش و تعلیم می دانند که از دامن زن و بلکه از بطن او آغاز می گردد.

در مکتب قرآن، انسانیت را ابتدا تزکیه لازم است، سپس افشاندن بذر آموزش. در مقام تعیین این دو عامل ارزشمند قرآن ابتداتربیت را توصیه می نماید، تا تزکیه بر آن مقدور گردد. تربیت نفس که باید از خواستگاه ایجاد و جایگاه تولد مهیای پاکی و عفاف گردد رسالتش به عهده اولینمربی حیات یعنیeاست. وجود ناتوانی به امانت به وی سپرده می شود تا به حول و قوه الهی وی را صاحب توان وقدرت نماید. (الله الذی خلقکم من ضعف ثم جعل من بعد ضعف قوه) این توانمندی می تواند در مسیر هدایت یا ضلالت باشد و زن بیشترین نقش را در استقرار هر یک از دو مسیر فوق در تکامل شخصیت انسان دارد. همراهی تعلیم و تربیت با تزکیه نفس، سازنده انسانی است والا یعنی همان انسان صاحبعلم و تقوا.

دامن مادر اولین کلاس درس و بهترین محل تربیت کودک است، خانواده نخستین جایگاه آموزش و پرورش او است. ظهور و بروز استعدادهای زیستی، فکری و عاطفی وی تحت شعاع این کانون قرار دارد و از گرمی وجود مادر نشأت گرفته و کمال می یابد، به نحوی که آثار آن تا پایان حیات در جهان ماده و تداومش در نشئه روح باقی خواهد ماند.

زن پایه گذار وجود و حیات آدمی است، در پی ریزی اساس و ساختار شخصیت انسان، زن معماری نقش آفرین و هنرمندی چیره دست است. او با رفتار خود آینده طفل را رقم می زند و اینگونه است که به معراج رفتن مرد از دامن زن میسر می گردد. ادیان اهلی حکما و دانشمندان در این امر اتفاق نظر دارند کهبشردرسایه تربیت صحیحبهسعادترسیده و یا در مسیر طوفان های صلالت و گمراهی در چنگال شقاوت گرفتار می آید و نیز متفق القولند که آن بخش از تعلیم و تربیت که به دوران کودکی و طفولیت فرد مربوط می شود از اهمیت بیشتری برخوردار است،به گونه ای که دوران کودکی را پدر حیات آدمی دانسته اند.

در آموزشگاه بزرگ حیات نقش اول در تعیین ساختار شخصیت کودک برعهده مادر است. او محور عاطفی خانواده را در ید قدرت خویش دارد و محبتش سبب رشد عاطفی می گردد. حاصل این ویژگی و نقش پذیری کودک از افعال و اقوال مادر است، که آینده او رامعنی می بخشد و از طریق تجلی صفات ثانویه می تواند، انسان هایی وارسته و زنان و مردانی بزرگ و با فضیلت به حیات اجتماعی و تاریخ بشری تقدیم و نقش مستقیم خود را در صحنه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایفا نماید؛ یا اینکه بر اساس مضامینی از نظر اسلام مطرود و بر اساس تقلید و تزریق فرهنگ بیگانگان و سرسپردگان کودک را از بدو تولد از دامن پر مهر و محبت خویش جدا نموده و با اشتغالاتی بی اساس و مبتذل و بدور از منزلت علمی و فرهنگی و شخصیتی زن، دختران و پسرانی بیمار گونه و انسانهایی با عقده های روانی و مشکلات اخلاقی، وابسته به فرهنگ غرب و شرق، بی ثبات، بی اراده و... تحویل جامعه دهد.

مبتذل نمودن شغل مادر توسط اجانب در آن رژیم به منظور عدم تربیت صحیح فرزند، درست نشدن انسان مومن طالب شهادت، جدا کردن کودکان از دامن مادر و سپردن آنان به موسسات فاقد صلاحیت و افراد غیر رحیم و پیدایش عقده و فاسد بار آوردن آنان، به دور از تربیت انسانی است. رابطه دور شدن فرزند از مهر و محبت مادری با انحطاط و فساد جامعه توام است که در جامعه اگر حرمت عاطفه شکسته شود، نظام اجتماعی آن جامعه تدریجاً متلاشی خواهد شد.

سخن گفتن از مسئولیت های خطیر زن در امر انسان سازی و سازندگی و یا تخریب جامعه و بلکه دنیا، مطلبی ساده نیست. ادراکی ژرف و اندیشه های توانا و بصیرت همه جانبه، قدرت دریافت و تحلیل آن را دارد تا آن مقاصد الهی و اهداف متعالی تحقق یابد.

.. و تو ای زن با همه اوصاف کریمانه و نفوذ ماهرانه خود و توانمندی عادلانه که در استعدادهای بالقوه خویش داری، چگونه آن را تجلی می بخشی؟

آیا در انتظاری که بدور از تلاش و پویش، به طور معجزه آسا، فطرت پاکت در دامن عفیفت ظهور یابد و یا آنکه بدنبال کسب بینش و معرفت الهی هستی؟

آیا می دانی که هنز مدیریت و تدبیر صحیح در گردش فضای معنوی خانواده به دست توست؟ تو هستی که نقش پایداری و بقای خانه و خانواده را رقم زده و به دنبال آن محیط دنیا را از آلودگی ها و خبث و تشبثات شیطانی پاک و مصفا می نمایی. به خود آئیم و حیات انسان ها را مظهر تجلی نعم الهی و عفت و پاکدامنی، ایثار و فداکاری، عطوفت، مهرورزی، و خلوص و شهامت و شجاعت گردانیم، تا بدین وسیله افتخار تربیتِ بزرگ مردان و بزرگ زنان تاریخ را داشته باشیم

چگونگی حضور زنان در نظام آموزشی کشور

حال با این مقدمه نگاهی می اندازیم به کیفیت و چگونگی حضور زنان در نظام آموزشی کشور. همزمان با گذشت سی‌امین بهار انقلاب اسلامی آمار ارائه شده از سوی مراجع رسمی آموزش عالی کشور گویای گوشه‌ای از تحول چشمگیر در نگرش به زنان است:

افزایش جمعیت دانشجویی زنان از 54 هزار و 250 نفر در سال 1357 به یک میلیون و 490 هزار نفر در سال 1385 و به‌عبارتی دیگر 27 برابر شدن جمعیت دانشجویی زنان؛ افزایش تعداد زنان هیأت علمی در کل نظام آموزش عالی کشور از یک هزار و 890 نفر در سال 1357 به 100 هزار و 98 نفر در سال 1385.

به نظر می رسد رشد تصاعدی حضور زنان در بدنه آموزشی کشور که با آمار کمی ارائه شده از سوی سازمانهای رسمی به اثبات رسیده است، در این مجال نیازی به مرور مجدد ندارد، اما پرسش اصلی آن است که نظام آموزشی موجود تا چه حد در رشد و تعالی زنان در حوزه‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی مؤثر بوده است؟

آیا میان نظام آموزش رسمی و نظام ارزشی انقلاب رابطه‌ای معنادار وجود دارد؟ سهم آموزش کلاسیک کشور در ارتقای مادی و معنوی فراگیران به چه میزان است؟

رصد نمودن ادبیات بین‌الملل در حوزه آموزش عالی روشن می‌نماید که با تقویت ایده جهانی‌سازی تلاش می شود تا مرزهای اعتقادی و ارزشی به نفع هم‌جواری جهانی از میان برداشته شود.

امروزه با دور کردن دانش از ارزش و نقد غیرمنصفانه دین به نفع عقل، مذهب چنان در دایره علم ‌زدگی به حاشیه رانده می‌شود که هیچ ملتی نتواند در ساحت علوم از مذهبی حمایت کند که مدعی ارزش‌های متعالی و واقعیت‌های و حیانی است.

محدود نمودن دانش به تجربه حسی و محکومیت ارزش‌ها به بهانه اسطوره بودن، علم امروز را با بحران معنویت مواجه نموده است.

از سویی دیگر زمانی که آرمانهای ارزشی و اعتقادات دینی بخواهند دستآوردهای علمی امروز به خصوص در حوزه علوم انسانی را مورد نقد و چالش قرار دهند و در مقابل آرمانهای بشر ساخته، الگویی متعالی را مطرح نمایند، شبهه ناکارآمدی دین، انتزاعی و ایده آلیستی بودن آن و عدم سنخیت علم و دین و در نهایت ضرورت رانده شدن دین به عرصه فردی رواج می‌یابد.

این در حالی است که در جامعه کنونی ایران عده بسیاری سعی دارند بر خلاف حرکت جهانی سازی غربی در جهانی سازی مهدوی از تمامی پتانسیل های اجتماعی و منابع انسانی بهره جویند که در اندیشه اینان زنان نقشی بسیار اساسی داشته و در حقیقت بستر تربیت منابع انسانی به حساب می آیند.

در این راستا باید اذعان داشت که مشارکت زنان در آموزش عالی یک واقعیت چند وجهی و دارای پیامدهای گوناگون است. این افزایش مشارکت که بر ابعاد کمی استوار است، باید با عنایت به کیفیت و محتوا، هدایت و برنامه‌ریزی گردد.

دیر زمانی است که در دنیا ایده‌های رایج در نظریه‌پردازی آموزشی با چشم‌پوشی از امر جنسیت، زنانگی و مردانگی را همانند ویژگی‌های قومی و نژادی بی‌اهمیت تلقی می‌نمایند.

اگرچه این نگرش در پی سالها ظلم و بی‌عدالتی رفته بر زنان در محافل علمی و آموزشی شکل گرفته، لیکن نتیجه این ساده‌اندیشی، افراطی در پی تفریط دیگری است.

در تدوین موفق یک الگوی کیفی جامع، در کنار حضور زنانی متعهد و متخصص در ساختار آموزش عالی کشور، توجه به نیازهای عینی جامعه، پیش شرط کارآمدی است.

در این بین آنچه ضروری است حرکت به سمتی است که بتوان ارزشها و اصول ثابت دین را با اعتماد به نفس در کالبد تحول‌پذیر نسل آینده اعم از پسر و دختر جاری و استوار به حرکت درآورد.(1)

لازمه حرکت در این راستا در گام نخست شناسایی دکترین مهدویت و ترسیم مسیر توسعه و در نهایت به روزسازی تمامی امکانات برای جهانی سازی مهدوی است که این امر بدن توجه به نقش تربیتی و ظرفیت های بالای اجتماعی امکان پذیر نیست.

توسعه در جامعه مهدوی به تغییر نگرش های جنسیتی بستگی دارد

به خوبی می دانیم در جمع 313 یار امام مهدی (عج) قریب به 50 نفر از بانوان حضور دارند که دقت در این امر و مقایسه آن با رویدادهای اسلامی در طول تاریخ نشان می دهد که به نسبت آنها بانوان در میان مبارزان و یاران حضرت مهدی (عج) نقش بارزتر و شاخص تری دارند به طوری که یک ششم از کل یاران را شامل می شوند که این امر حکایت از اهمیت نقش بانوان دارد.

حال برای رفع محرومیت‌های زنان در جامعه ناچار و برای نیل به آرمان های جامعه مهدوی به فرهنگ‌سازی و ایجاد جامعه مدنی نیازمند هستیم که این امر نیز جز در سایه تلاش‌های مداوم امکان پذیر نیست.

با توجه به حضور پرتلاش زنان ایرانی در انقلاب سال 57 می توان گفت این فعالیت‌ها بر مبنای باورها و آرمانهای آنان در دفاع از حقوق انسانی صورت گرفت.

حال با درک این واقعیت اگرچه تغییر نگرش‌های جامعه در گرو سیستم آموزشی است ولی این امر بدون کمک رسانه‌هایی نظیر سینما، کتاب و… میسر نمی‌شود.

در بررسی سیر تاریخی توجه به زنان در رویدادهای اجتماعی، اولین حرکت اجتماعی، سیاسی ای که به طور یکسان در سیره نبوی و به دعوت قرآن به چشم می خورد شرکت همسر پیامبر در حرکت های نمادینی بود که با اقتدار تمام پیدایش و ظهور دین جدیدی را نوید می داد.

حضور آن بانو در کنار رسول خدا (ص) و برپایی نماز جماعت در کنار کعبه بهترین شاهد بر ضرورت حضور زنان مؤمنه در چنان مواقعی است.

شجاعت خدیجه(س) در کنار موقعیتی که رسول خدا(ص) برای این حضور و بروز می گشود حکایت از تحولی عمیق در زندگی زنان آن عصر بود.

زنانی که تا آن روز، وصف یا حضورشان مایه گرمی محافل فسق و فجور بود، اینک نشان و نماد جدی ترین حضورند.

با تامل در این واقعه بعید نیست که حرکت های قیام گونه مهدوی در دوران حکومت آن حضرت و یا در دوران انتظار نسخه ای بروز شده و الهام گرفته از چنین وقایعی باشد که این امر هم آموزش است و هم آثار تربیتی دارد.

رعایت عدالت جنسیتی در تصدى مناصب‏ در نظام مهدوی

مرد و زن در عین اشتراک در انسانیت، از نظر جسمى و روانى تفاوت‏هایى نیز دارند؛ چنان که گویى نظام خلقت هر یک را براى انجام وظایفى متفاوت با دیگرى، آفریده است‏.

قانون آفرینش، گرمى کانون خانواده و پرورش نسل‏ها را بر عهده زن گذاشته به همین دلیل، سهم بیشترى از عواطف و احساسات به او داده است.

در حالى که وظایف خشن و سنگین اجتماعى، بر عهده مرد است و سهم بیشترى از قدرت و دوراندیشى به او اختصاص یافته است.

بنابراین اگر بخواهیم عدالت را اجرا کنیم، باید پاره‏اى از وظایف اجتماعى که نیاز بیشترى به اندیشه و مقاومت و تحمل شداید دارد، بر عهده مردان و وظایفى که ظرافت، عواطف و احساسات لطیف‏ترى را مى‏طلبد، بر عهده زنان گذاشته شود.

قرآن کریم با توجه به اینکه لازمه عدالت، عدم تشابه بین زنان و مردان در برخى از روبناهاى حقوقى است، مى‏فرماید: «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِى عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَهٌ وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ» براى زنان همانند وظایفى که بر دوش آنان است، حقوق شایسته‏اى قرار داده شده و مردان بر آنان برترى دارند و خداوند توانا و حکیم است.

سندی تاریخی

در تفسیر مجمع البیان آمده است‏ روزى ام‌سلمه یکى از همسران پیامبر(ص) به آن حضرت عرض کرد: چرا مردان به جهاد مى‏روند و زنان جهاد نمى‏کنند؟چرا براى ما نصف میراث آنها مقرر شده است؟ اى کاش ما هم مرد بودیم و همانند آنها به جهاد مى‏رفتیم و موقعیت اجتماعى آنها را داشتیم!

همانند این پرسش‏ها را دیگر زنان نیز نزد پیامبر(ص) مطرح کرده بودند که این آیه نازل شد:

«برترى‏هایى که خداوند نسبت به برخى شما بر بعضى دیگر قرار داده را آرزو نکنید. این تفاوت‏هاى طبیعى و حقوقى براى حفظ نظام زندگى و اجتماع شما و طبق اصل عدالت است. با این حال، مردان و زنان، هر کدام بهره‏اى از کوشش‏ها و تلاش‏ها و موقعیت خود دارند و نباید حقوق هیچ یک پایمال گردد و از فضل و رحمت و برکت‏ خدا درخواست کنید و خداوند به هر چیز داناست.»(2)

نظام مهدوی نقطه تعالی بهره مندی از تجربیات بشری در مورد زنان

تجربه انسان در تاریخ همواره با آزمایش و خطا در پی شکلی از حکومت بر بشریت بوده و رهبری نظام حکومتی توسط فرد یا گروهی با ویژگی های تربیتی و خواست های سطحی و دنیایی و نهایتاً افق فکری محدود و امیال شخصی تعیین کننده نظام های برنامه ریزی حکومتی بوده است.

اکنون در قرن بیست و یکم، بشریت خسته از آزمون و خطاهای گذشته تاریخ، در پی کمال به دنبال منجی و مشتاق تر از پیش تشنه آزادی و عدالت واقعی است.

برای پاسخگویی به این نیاز جهانی گسترش و تعمیق مهدی باوری در سطح جهان نیازمند فرهنگ سازی در حوزه کلان و بهره گیری از استعدادها و توان فکری و علمی همه افراد و گروهها به ویژه نخبگان و اندیشمندان و اجرای برنامه های منظم و فراگیر جهانی است.

علاوه بر دین مبین اسلام بسیاری از ادیان الهی بشارت منجی آخرالزمان را نوید داده اند و ما مسلمانان بر اساس آیه شریفه «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی...» تمام دین و کمال نعمت را در گرو اعتقاد به امامت و رهبری می دانیم و بر این باوریم که تمام امامت، قائم به باور مهدوی و تنها راهکار عملی است که سعادت و سلامت آینده جامعه بشری را تضمین می نماید.

یکی از عرصه های مهم در انتقال باور دینی و باور مهدوی بهره مندی از توان زنان به عنوان یکی از مهمترین بخشهای جامعه انسانی و مهمترین منبع سازنده اجتماعی یعنی خانواده و اولین معلمان تربیت در جامعه هم از حیث ارتقای فکری خود آنان و هم از حیث مدیریت افکار می باشد و پرداختن به آنان حاوی اثراتی مضاعف است.

نقش تربیتی زنان در جامعه و اهتمام جهت ارائه آموزش دینی به ایفاکنندگان این نقش شاه کلید ایجاد جامعه ای ره یافته است.

چنانچه بخواهیم زمینه ظهور را فراهم و نسل منتظر تربیت نمائیم باید در نخستین گامها به تربیت دختران و زنان جامعه بپردازیم.

بر این اساس به نظر می رسد یکی از موثرترین فعالیتهای و اولویت مدیران فرهنگی در جامعه تقویت دین باوری در زنان و انتقال آگاهی به آنان در رابطه با نقش محوریشان در تربیت است.3

نتیجه گیری

انقلاب اسلامی ایران از سال 57 و در طول سه دهه گذشته به عنوان مدعی ترین و شاید تنهاترین حکومت در طول تاریخ و حال حاضر برای زمینه سازی ظهور در کنار فراز و نشیب های مختلف که در تمامی نظام های تازه استقرار یافته طبیعی است سعی کرده توجه ویپه را به زنان به عنوان نیمی از جامعه معطوف دارد.

در بررسی رویدادهای اجتماعی که جنبه اعتقادی و فرهنگی آنها از وجوه اصلی ارزیابی است دو سه دهه نمی تواند زمان زیادی باشد بلکه به تعبیری یا زمان میانه است و شاید هم کمتر از آن.

با این توصیف انتظار بیجایی نیست که اگر توقع داشته باشیم مسئولان نظام اسلامی در دهه چهارم انقلاب توجه ویژه و کاربردی به تئوری های پیشین مطرح شده در مورد زنان کرده و در کنار آن با الگو قرار دادن آرمان های جامعه مهدوی و ویژگی های زن در جامعی مدعی زمینه سازی ظهور به بازآفرینی و خلق نقش های جدید و بروز شده بانوان در ابعاد مختلف باشند که در این میان توجه به رویدادهای صدر اسلام از طریق منابع قرآنی و احادیث و روزآمدی و معاصر سازی آنان با نگاه به افق مهدوی هم ناگزیر و بلکه ضرورتی موکد است.

منابع و مأخذ:

(1) برگرفته از سخنرانی دکتر طبیب زاده نوری در نخستین گردهایی بانوان عضو هیأت علمی دانشگاه تهران 5/12/87

(2) ماهنامه معارف، شماره 44

(3) مرکز امورزنان و خانواده ریاست جمهوری

تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه