امروز یکشنبه 24 آذر 1398
moallem.cloob24.com
    0

    براساس مبانی نظری روشهای فعال تدریس می توان گفت تدریس فعال،تدریسی است که در آن رخدادهای آموزشی به صورت تعاملهای علمی،عاطفی واجتماعی اتفاق می افتد.درتدریس فعال وتعاملی علاوه برتوجه به کسب اطلاعات ومهارتها،به فرایند تفکر واهداف اجتماعی آموزش تاکید فراوان شده است.نظریه پردازان تدریس تعاملی براین باورند که که مهارتهای مهم زندگی از طریق تجارب تعاملی تقویت می شود.

    برخی ویژگی های روش های فعال تدریس:

    1- در روشهای فعال تدریس یادگیری عبارت است از تغییرات تجربه بر اثر رفتار یادگیرنده و کسب ساخت جدیدی از عملیات ذهنی. در این روشهایادگیری تابع تحول ذهنی کودک است.و تحول روانی توضیح دهنده یادگیری است.(کریمی،1373)

    2- یادگیری در روشهای فعال تدریس بر پایه اکتشاف و استقرار است. ولذا در این روشها چگونه یادگرفتن مهم تر از چه چیز یادگرفتن است.در روشهای تعاملی دانش آموزان روش یادگرفتن را نیز یاد می گیرند.

    3- ماهیت یادگیری، تعاملی است خلاق که بدون وقفه بین دانش آموز وموقعیت آموزشی در جریان است.همان طور که پیاژه نشان داد،بیش تر آموخته های مهم ما حاصل تعامل بادیگران است. درروشهای فعال تدریس آنچه دانش آموزان انجام می دهد، سبب یادگیری می شود. یادگیــرنده بر اثر تاثـیر خود بر محیــط وواکنش فعال در برابر عمل محیط به پیـشرفت دست می یابد.

    4- معلمان فعالیتهای یادگیری از طریق تعاملی را به گونه ای سازمان می دهند که دانش آموزان حقیقتا به یکدیگر وابسته باشندوهیچ یک از اعضاء گروه نمی تواند موفق شود مگر این که تمام اعضاءموفق شوند. شعار کلاس تعاملی وهمیاری این است: یا همه نجات می یابیم یا همه غرق می شویم.(الیس و والن،1379)لذا در این روشها جنبه های منفی رقابت دانش آموزان از بین می رود.

    5- یادگیری واقعی در این روشها عبارت است از فرایند تغییر دادن ادراکات جدید برای همخوان کردن آنها با ساختهای شناختی فعلی از یک سو و تغییر دادن ساختهای شناختی برای همخوان کردن آن با ادراکات جدید.

    6- یادگیرنده منبع اصلی تحول خویشتن است.یادگیری فعالیتی است که از فراگیرنده سر می زند و دایما در حال تحول است. ولذا یادگیرنده هم تجربه را تغییر می دهد و هم خود را براساس تجربه تغییر می دهد.

    7- فرایند یادگیری در زمان انجام دادن فعالیت دانش آموزان فرایندی خودگردان، خودفرمان، خودنظم جو و خودرهبر است.

    8- در روشهای فعال تدریس یادگیری از ثبات وپایداری بیشتری برخوردار است. دانش آموزان اغلب در سطوح بالاترحیطه شناختی درگیر می شوند.و اکتسابات یادگیرنده در عمق حیطه های عاطفی و رفتاری نیز رسوخ می کند.دیوید جانسون(1989) معتقد است: وقتی آنچه را فرامی گیرید برای دیگری توضیح دهید یادگیری شما بسیار بیشتر از زمانی است که یادگیری فقط از طریق گوش کردن یا خواندن چیزی به تنهایی انجام می شود.

    9- در تدریس تعاملی بیشتر بر انتخاب آزاد معیارهاوارزشها برای رسیدن به حقایق علمی-اجتماعی براساس فعالیتی مردم سالارانه تاکید می شود.لذا سه اصل آزادی،مسئولیت وانتخاب نقش اساسی در این روشها بازی می کنند.(شعبانی،1382)

    10- روشهای تدریس فعال به اصلاح وتقویت مهارتهای همکاری واحترام به اندیشه های دیگران،پرورش تفکر انتقادی وتحمل اندیشه های مخالف منتهی می گردد.وقتی دانش آموزان با ویژگی های مختلف در یک گروه کاری برای یک هدف مشترک کار میکنند،آنها نسبت به یکدیگر علاقه واحترام پیدا می کنند.یادگیری از طریق همیاری از سویی باعث افزایش پذیرش اجتماعی افراد می شود وازسوی دیگر روابط دوستانه بین دانش آموزان را افزایش می دهد.(رابرت سالوین،1990)

    برخی تغییرات که برای اجرای مؤثر روش های فعال تدریس لازم می باشد:

    1- فضای کلاس در ایجاد جو تعامل بسیار موثر است. فضای کلاس باید به گونه ای طراحی شود که موجب تسهیل تعامل گردد. در کلاسهایی که معمولا صندلی ها یا نیمکتها در یک صف مستقیم و پشت سر هم قرار دارند.و دانش آموزان قادر به دیدن همکلاسیهای خود نیستند، ایجاد فضای تعامل بسیار مشکل و گاهی غیرممکن است. تقسیم کلاس به گروههای کوچک فرصت بیشتری را برای تبادل افکار در میان دانش آموزان فراهم می کند. آرایش دایره ای یا میزگرد،نعلی شکل وتماس چهره به چهره چندین نمونه از آرایش کلاس درسی است که تعامل را امکان پذیر می سازد.

    2- علاوه بر ساختار فیزیکی کلاسی، جو عاطفی کلاس نیز در تعامل بسیار موثر است. بحث و تبادل اندیشه و افکار زمانی میسر است که کلاس درس به محیطی پذیرا و اطمینان بخش تبدیل شود. یعنی جایی که هم معلمان و هم دانش آموزان احساس اعتماد و امنیت کنند. احترام به ا ندیشه های دانش آموزان در ایجاد جو امنیت بسیار موثر است، به همین دلیل اندیشه ها و عقاید آنان نباید مورد تمسخر قرار گیرد و یا طرد شود.(شعبانی،1382)

    3- در الگوی تعاملی معلم باید تسهیل کننده فرایند یادگیری و مدیر یادگیری باشد. در این الگو معلم انسانی مسئول و فعال است که سازماندهی محیط آموزشی را برعهده دارد، نظر خود را بر دانش آموزان تحمیل نمی کند و موجب گسترش فرهنگ کثرت باوری می شود. او می تواند به خوبی ارتباط برقرار کند و نیز به دانش آموزانش اجازه دهد تا عقاید خود را بیان کرده و از آنها دفاع نمایند. تغییر ذهنیت فلسفی معلم یکی از پیش بایست های اساسی اجرای این روشها می باشد.لذا معلمان باید ازآموزشهای لازم درخصوص چگونگی اجرای این روشها برخوردار باشند.

    4- معلم باید ریسک و خطرپذیری داشته باشد. ترس از شکست نداشته و از خطر پرهیز نکند.به قول «جک وی ماتسن» لاک پشت تنها وقتی پیش می رود که سرش را از لاک بیرون بیاورد. شکست بخش ضروری و ثمر بخش از فرایند نوآوری است. معلم باید به تلاش و کوشش دانش آموزان امیدوار باشد. آیزنهاور معتقد است که هیچ نومیدی تا به حال جنگی را نبرده است. لذا معلم باید با دلسوزی و تحمل مشکلات، دشواریهای بکارگیری این الگو در کلاسهای درس خود را از بین ببرد و راه را برای گسترش روشهای تعاملی و فعال تدریس هموار نماید.(حائری زاده،1380)

    5- در روشهای تعاملی منابع آموزشی نباید به معلم و کتاب درسی و فعالیتهای کلاس درس محدود شود. هر منبع یا موقعیتی که بتواند تفکر، استدلال و قضاوت دانش آموزان را تحریک و تقویت کند، می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

    6- محتوای برنامه درسی باید طوری انتخاب شود که امکان وفرصت استدلال،استنتاج وسایر فعالیتهای ذهنی سطح بالا وتعامل بایکدیگر وایجاد بحث گروهی دربین دانش آموزان را فراهم نماید.لذا باید از تراکم مطالب در محتوای آموزشی اجتناب نموده و بر چالش برانگیز بودن محتوا تاکید شود.بنابراین لازم است بخشی از محتوا به فعالیتهای پژوهشی اختصاص یابد.

    7- کثرت دانش آموزان در کلاسهای درس و محدودیت زمان آموزش از جمله محدودیتهای اجرایی الگوی تعاملی می باشد. برای گسترش این الگو باید مسئولین و دست اندرکاران نظام آموزشی وبرنامه ریزی درسی تعدیل هایی در این زمینه ها ایجاد نمایند.

    8- حمایت مسئولین،دست اندرکاران ومدیران آموزشی از اجرای روشهای فعال وتعاملی ازعوامل موثر بر موفقیت این روشها می باشد.در برخی از موارد مشاهده می شود،مدیری که با این روشها آشنایی ندارد، به لحاظ به هم خوردن نظم و حالت ظاهری کلاس با این روشها مخالفت می نماید.لذا آشنایی مدیران ومسئولین ادارات ومدارس از پیش بایست های اساسی این روشها می باشد.

    9- همسویی اولیاء دانش آموزان با معلم در اجرای این روشها، به خصوص در دوره ابتدایی از اهمیت والایی برخوردار است.لذا شایسته است مدیران مدارس با طرح اهداف وچگونگی اجرای این روشها در کلاسهای آموزش خانواده به توجیه اولیا بپردازند.تا ازاین طریق از مقاومت اولیاء در مقابل این روشها کاسته شود.

    10-تاکید افراطی بر امتحانات وارزشیابی های تراکمی ونتیجه مدار،کم توجهی به ارزشیابی های تکوینی وفرایندی،ارائه بازخوردهای ناکافی وناقص در مورد یادگیری فراگیران،فقر دانش تخصصی در زمینه ی ارزشیابی علمی وعدم همسویی آئین نامه امتحانات با روشهای تعاملی و فعال تدریس از جمله موانع ومشکلاتی است که می تواند بکارگیری روشهای فعال تدریس را تحت شعاع قرار دهد.لذا شایسته است نظام ارزشیابی آموزشی وامتحانات کشور با بکارگیری روشهای ارزشیابی منطبق با روشهای تعاملی زمینه استفاده از این روشها در فرایند آموزش وتدریس را فراهم نمایند.

    0

    شاید شما هم از آن جمله والدینی با شید که به لزوم دوره پیش دبستانی با شک و تردید نگاه می کنید و می گویید تمام مطالب لازم را در مدرسه به بچه ها یاد می دهند.

    در ادامه پرسشی از دکتر کتایون خوشابی روان پزشک کودک و نوجوان را برای یافتن پاسخ مطالعه کنید:

    تا چند سال پیش دوره پیش دبستانی اجباری نبود و کودکان در 7 سالگی وارد دبستان می شدند اما هم والدین و هم کودکان در بدو ورود به دبستان دچار مشکلات زیادی بودند…خوشبختانه با پررنگ شدن نقش مراکز پیش دبستانی و آموزش مفاهیم و محتوای آنچه در این دوره به کودک آموزش داده می شود، این مشکل کمتر شده است. اما آیا رفتن به پیش دبستانی از نظر علم روان پزشکی برای کودک سودمند است؟ آموزش های دوره پیش دبستانی هدفمندند و به درد کودک می خورند؟ آیا ضرورت دارد والدین متحمل پرداخت هزینه های مراکز پیش دبستانی شوند؟ دکتر کتایون خوشابی، روان پزشک کودک و نوجوان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، به این پرسش ها پاسخ داده است.

    آیا لازم است بچه هایمان را به پیش دبستانی بفرستیم؟

    بله، گذراندن دوره پیش دبستانی، کودک را آماده می کند آماده برقراری روابط با دیگر همسالان و مربیان خود شود و زمینه یادگیری جدی در او به وجود آید. آموزش های پیش دبستانی برای سنین حدود 6 سال لازم و ضروری است و خوشبختانه آموزش و پرورش و سازمان بهزیستی به اهمیت آن پی برده و آموزش هایی را برای این سنین در نظر گرفته اند. به همین دلیل است که تا حدودی حضور کودکان را در مقطع پیش دبستانی اجباری اعلام کرده اند و لازم است کودکان قبل از ورود به کلاس اول مهارت هایی را کسب کنند.

    مگر بچه ها در مقطع پیش دبستانی چه چیز یاد می گیرند؟

    در مراکز پیش دبستانی، زمینه یادگیری مفاهیم ریاضی، استدلال و زبان آموزی غیرمستقیم فراهم می شود. محور آموزش ها بازی است. یکی از مهم ترین مهارت هایی که باید در مقطع پیش دبستانی به بچه ها آموزش داده شود، مهارت های ظریف دستی است. برای تقویت مهارت های ظریف دستی، غیر از کار با وسایل گوناگونی که در بازار وجود دارد، (مثل خمیر و مهره) نقاشی کشیدن و ساخت اشکال هندسی هم به بچه ها آموزش داده می شود. بسیاری از والدین می گویند فرزند من علاقه ای به نقاشی کشیدن ندارد اما در آموزش های پیش دبستانی، بحث علاقه مطرح نیست و کودک باید تمرکز لازم برای نقاشی را پیدا کند تا مهارت استفاده از انگشتانش تقویت شود، بنابراین آموزش نقاشی در این دوران نه به صورت مستمر و جدی، بلکه به عنوان سرگرمی بسیار مهم است و کودک باید تشویق و ترغیب شود همراه با سایر کودکان نقاشی کشیدن را تمرین کند. لوحه نویسی و آشنایی با حروف و آشنایی با اعداد نیز باید به کودکان آموزش داده شود. رشد حواس پنج گانه، رشد حافظه و به خاطرسپردن، مهارت مشاهده، مهارت های طبقه بندی (طبقه بندی 3 مفهوم شکل و اندازه و رنگ)، شناخت رنگ ها، مفهوم اشکال (شناخت اشکال هندسی)، مفاهیم بزرگ و کوچک، هم اندازه، بلند و کوتاه، سنگین و سبک، چاق و پهن و باریک، دور و نزدیک، مفهوم زمان (شب و روز بعدازظهر و غروب – قبل و بعد)، مفهوم دما (گرم و سرد)، خانه و خانواده، حیوانات و دوستی با آنها، ایام هفته، میوه ها و سبزی های فصلی، گیاهان، مفهوم ایمنی، وسایل نقلیه، آب و هوا، از جمله موارد دیگری است که در این مراکز آموزش داده می شود. علاوه بر اینها، در خیلی از پیش دبستانی ها، علاوه بر این آموزش ها، یک روز در هفته روز اسباب بازی نام گرفته و بچه ها می توانند اسباب بازی خود را از خانه ببرند و با هم بازی کنند. همان طور که بچه ها به آموزش نیاز دارند، به تفریح و سرگرمی نیز نیاز دارند. چون آموزش در کنار تفریح و سرگرمی موثر است.

    یعنی ضروری است کودک در تمام کلاس هایی که در پیش دبستانی وجود دارد ثبت نام شود؟

    ببینید، آموزش ها در مقطع پیش دبستانی در حد نقاشی، لوحه نویسی، آشنایی با شکل اعداد و مفهوم اعداد، خمیربازی، زبان دوم و یک ورزش مانند ژیمناستیک است که تحرک و توانایی کودکان را افزایش دهد و مهارت تمرکز آنها را تقویت کند. اما برخی مراکز پیش دبستانی آموزش های دیگری هم دارند که فقط جنبه تجاری دارد و بسیاری از والدین خود را موظف به ثبت نام کودک برای یادگیری این آموزش ها می کنند. مشکل این است که در این صورت، بچه ها از هر نوع آموزشی زده می شوند و حتی برای کلاس اول انگیزه لازم را نخواهند داشت. از طرفی همه می دانیم مثلا آموزش موسیقی ای که در مهدها و پیش دبستانی ها داده می شود، کافی نیست و اگر والدین دوست دارند فرزندشان موسیقی یاد بگیرد، باید او را در کلاس های خصوصی یا گروهی خارج از محیط آموزشی پیش دبستانی ثبت نام کنند.

    برخی مراکز پیش دبستانی، آموزش های جدی و وسیعی در حد کلاس اول دبستان به بچه ها می دهند. آیا این آموزش ها لازم است؟

    لازم نیست بچه ها خواندن و نوشتن را پیش از مدرسه یاد بگیرند چون معمولا این خواندن و نوشتن بیشتر از اینکه اعتماد به نفس بچه ها را بالا ببرد، باعث غرور و ایجاد اعتماد به نفس کاذب در آنها و حتی والدین می شود. این کار انگیزه لازم را برای یادگیری در کودکان از بین می برد. علاوه بر این، خیلی وقت ها این کودکان را به عنوان بچه های بیش فعال نزد ما می آورند چون کنار همکلاسی هایی می نشیند که تازه از آموزش الفبا شروع کرده اند ولی برای آنها مطالب تکراری است بنابراین انگیزه لازم برای حضور در مدرسه را ندارند و شروع به بازیگوشی می کنند و این می تواند مشکل ساز باشد، چه برای خود بچه ها، چه خانواده و چه مربیان.

    به دلیل هزینه های بی مورد و گزاف برخی مراکز پیش دبستانی، برخی خانواده ها تمایل ندارند کودکشان پیش دبستانی برود. اگر کودکی نتوانست این مقطع را بگذراند مشکلی برایش پیش می آید؟

    بهتر است تمام کودکان این مقطع را بگذرانند چراکه در کلاس اول کنار بچه هایی قرار می گیرند که این آموزش ها را دیده اند و این مساله ممکن است روی اعتماد به نفسشان تاثیر منفی بگذارد.

    منبع: http://www.koodakcity.com/moms-tricks/pish-dabestani/

    0

    بهداشت روانی همان سلامت فکر و قدرت سازگاری فرد با محیط و اطرافیان است. همچنان که از جسم خود مراقبت می کنیم روح خود را نیز باید مقاومت تر کنیم تا زندگی بهتری داشته باشیم. در زندگی «چگونه بودن» خیلی مهم تر از «بودن یا نبودن» است. ایجاد فرصت برای شکوفایی استعدادها، توانایی ها و کنار آمدن با خود و دیگران یکی از اهداف مهم و اساسی بهداشت روانی است. جوامع مختلف سعی می کنند تا سیاست های مربوط به بهداشت روانی و سازماندهی کنند. اصل کلی در این تلاش، سالم سازی محیط فردی و اجتماعی است که افراد جامعه را در بر می گیرد. این نگرش حکم می کند که خانواده ها بیش از پیش با بهداشت روانی خانواده و چگونگی پیشگیری و درمان بیماری های روحی آشنا شوند.
    چون در مواجهه با چالش ها و مشکلات روزمره، ما براساس ویژگی های روانی خود با آنها برخورد می کنیم، هر چه از سلامت روانی بیشتری برخوردار باشیم به یقین آسیب پذیری ما کمتر خواهد بود. امید است با برخورداری از سلامت فکر و روان به موفقیت های بیشتری رسیده و بیش از پیش بر مشکلات غلبه کنیم.

    «سلامت باشید»

    تعریف بهداشت روانی
    سازمان جهانی بهداشت می گوید بهداشت روانی عبارتست از «توانایی کامل برای ایفای نقش های اجتماعی، روانی و جسمی». این سازمان معتقد است که بهداشت روانی فقط عدم وجود بیماری و یا عقب ماندگی نیست، بنابراین کسی که احساس ناراحتی نکند از نظر روانی سالم محسوب می شود.

    اهداف بهداشت روانی در خانواده
    - تأمین سلامت جسمانی، روانی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی اعضای خانواده
    - تلاش برای شناخت رفتار خود و افراد خانواده.
    - برقراری روابط حسنه بین اعضای خانواده.
    - ایجاد ارتباط صمیمانه و حفظ اسرار خانواده، به طوری که اعضای خانواده در داخل خانه به یکدیگر تذکر بدهند ولی در بیرون مدافع هم باشند.
    - تقویت اعتماد و عزت نفس اعضای خانواده و احترام به شخصیت دیگران
    - به وجود آوردن احساس رضایت از زندگی
    - آموزش خانواده ها برای کمک به پیشبرد اهداف صحیح اجتماعی

    ویژگی های فردی که بهداشت روانی دارد.
    - نسبت به خود، خانواده و جامعه بی تفاوت نیست.
    - با دیگران سازگاری دارد.
    - شاد و مثبت اندیش است.
    - به خود و دیگران احترام می گذارد.
    - بد بین نیست.
    - به نقاط ضعف و قدرت خود آگاهی دارد.
    - انعطاف پذیر است.
    - شناخت او از واقعیت نسبتاً دقیق است و برای رسیدن به هدفهای خود براساس عقل و احساس عمل می کند.
    - نسبت به خود نگرش مثبت دارد و ناکامی ها را تحمل می کند.
    - توانایی حل مشکلات خود را د ارد.
    - از اوقات فراغت خود به نحو مطلوب استفاده می کند.
    - در مواجهه با مشکلات اجتماعی، کنترل و تعادل خود را از دست نمی دهد.
    - استعدادهایش به طور هماهنگ و به خوبی رشد می کند.
    - نه بنده کسی است، نه کسی را بنده خود می کند، می داند که خدا او را آفریده و برای خود ارزش قائل است.
    - دنیا را گذرگاهی برای رسیدن به آخرت می داند.
    - رابطه اش با دیگران سازنده و مثبت است.
    - نیازهایش را از طریقی برآورده می کند که با ارزش های اجتماعی منافات نداشته باشد.
    - صابر، صادق، درستکار بخشنده، استغفار کننده و فرزند خویشتن خویش است.
    - در نظر دیگران فرد موجهی محسوب می شود، زیرا در همه کارها متعادل است.

    عوامل مؤثر در بهداشت روانی:
    «تغذیه»
    حالات روحی ما در انتخاب نوع غذایی که می خوریم مؤثرند. ما در حالات مختلف غذاهای متفاوتی را طلب می کنیم، هنگام احساس قدرت و پیروزی به غذاهای گوشتی، هنگام احساس تنوع و تحول به غذاهایی با انواع سس و هنگام اضطراب یا پرخاشگری به خوراکی های گاز زدنی تمایل داریم در حالی که وقتی خسته هستیم چای و قهوه را ترجیح می دهیم. بنابراین با شناخت خود و سوخت و ساز بدن می توانیم با انتخاب مواد خوراکی مناسب به آرامش بیشتری دست یافته و از خوردن لذت ببریم:
    «ایمان»
    اعتقادات و باورهای مذهبی قادر است در مصیبت های زندگی، از فرد افسرده و مأیوس، انسانی امیدوار و محکم بسازد، چنانکه هرگز خود را تنها و بیمناک احساس نکند. او باور دارد که خدا پیوسته با اوست، در رویارویی با سختی های زندگی تنها نیست و خدای مهربان به او علاقه و توجه دارد. این باور موجب می شود که فرد علیه انزوا طلبی و گوشه گیری که بسیاری از مبتلایان به امراض خطرناک را از پای در می آورد، ایمن شود.
    «مدرسه»
    مسؤولیت اولیای مدرسه فقط در پرورش نیروی عقلی و آشنا کردن دانش آموزان به مسائل اجتماعی و اخلاقی خلاصه نمی شود. مدرسه مسؤول تغییر و اصلاح رفتارهای ناسازگارانه و تأمین بلوغ عاطفی و سلامت روانی دانش آموزان نیز می باشد.
    در مدرسه فرزندان دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه می کنند، معلم با تکریم شخصیت، محبت و توجه، آنان را در مسیر صحیح هدایت می کند، دانش آموز در مدرسه چگونگی برقراری روابط درست عاطفی، سازگاری با دیگران و مسئوولیت پذیری را می آموزد و راههای مبارزه با کینه توزی، دیگر آزاری و حسادت را یاد می گیرد.
    «ورزش»
    ورزش یکی از رموز سلامت جسمانی و روانی است. افراد دارای آمادگی جسمانی از لحاظ احساسات، عواطف، شخصیت اجتماعی و نوعدوستی کاملتر و در فعالیتهای شغلی و حرفه ای موفق ترند. ورزش موجب تقویت اعتماد به نفس در فرد شده، او را متعادل، متفکر و سازگار با محیط می کند. با ورزش، شخص کمتر دچار حسادت، حقارت و ستیزه جویی می شود و در نتیجه از سلامت روانی بهتری برخوردار خواهد بود.

    راههای تقویت بهداشت روانی فرزندان:
    - اگر با ناراحتی های روانی کودکان، نوجوانان و جوانان روبرو شدیم با حوصله و متانت آن ها را رفع کنیم و از تصمیم های عجولانه بپرهیزیم.
    - در ناراحتی های شدید، درد دل و گریه کردن باعث تخلیه روانی و آرامش می شود، در این شرایط از یک دوست صمیمی می توانیم کمک بگیریم.
    - مشارکت جو باشیم تا دوستان جدید بیابیم.
    - از مشاهده فعالیت های جدید فرزندانمان لذت ببریم.
    - با پرورش ابعاد روحی، معنوی و مذهبی شخصیت خود و فرزندانمان به سلامت روانی بالاتری دست یابیم.
    - با احترام به دیگران به بهداشت روانی خود و دیگران کمک کنیم.
    - زمینه های اعتماد را فراهم کنیم.
    - به احساسات فرزندانمان توجه کنیم و ویژگی های آنها را بشناسیم.
    - محیط زندگی را در حد توان جذاب و پرنشاط کنیم.
    - فرصت های مناسب برای بروز احساسات و شخصیت فرزندانمان ایجاد کنیم.
    - به دست آوردن بهداشت روانی منوط به روبرو شدن با واقعیت، سازگار شدن با تغییرات، ظرفیت داشتن برای مقابله با اضطراب ها، کم توقع بودن، احترام قائل شدن به دیگران و... ا ست، بکوشیم این شرایط در خانواده فراهم شود.
    - رفتار والدین در خانواده بگونه ای باشد تا فرزندان خود را در زندگی شاد، خوشحال و فارغ از گرفتاری های احساس کنند.

    منبع: http://www.zibaweb.com/tarbiat1.htm

    0
    یکی از مقوله های مهم در آموزش و پرورش فرایند یاددهی و یادگیری است.به عبارت دیگر تمامی فعالیتهای آموزش و پرورش در جهت بسترسازی مناسب برای تحقق این فرایند می باشد. در رأس این فرایند، دانش آموزان قرار دارند و همه فعالیت ها، مانند تأمین معلم، مواد آموزشی، فضای آموزشی و... در خدمت او قرار می گیرد. مفهوم فرایند یاددهی – یادگیری در این فرایند واژه های تدریس، یادگیری، ارزشیابی، مواد آموزشی، تعامل معلم و دانش آموزان و... مطرح می باشد که تعاریف واژه های اصلی ارایه می شود.

    1- تدریس: تعامل یا ارتباط متقابل معلم با دانش آموز بر اساس طرح منظم و هدفداربه منظور تغییر در رفتار را تدریس نامند.

    2- یادگیری: تغییر درطرز تفکر و مهارت های ذهنی و حرکتی را یادگیری نامند.

    3- ارزشیابی: فرآیندی منظم برای تعیین و تشخیص میزان پیشرفت شاگردان در رسیدن به هدفهای آموزشی.

    4- مواد آموزشی: شامل کتاب، فیلمهای آموزشی، مجلات و... که محتوای یادگیری تلقی می شود.

    اهداف در فرایند یاددهی – یادگیری

    کمیته بین الملل آموزشی در قرن بیست و یکم یادگیری را بر چهار ستون استوار می داند:

    1- آموزش برای یادگیری

    2- آموزش برای عمل کردن

    3- آموزش برای زیستن

    4- آموزش برای همزیستی.

    با یک نگاه کلی می توان استنباط کرد که آموزش در وضعیت فعلی در جهت یادگیری ماندگارو استاندارد نیست، بلکه صرفاً جهت کسب نمره است.

    همچنین آموزش های فعلی مهارت لازم را به بچه ها نمی دهند و آنها بدون کسب مهارت فارغ التحصیل می شوند. در عین حال آموزش فعلی با اشتغال و زندگی همگونی کمی دارد و خرد جمعی و کارهای مشارکتی کم رنگ است. بنابراین خلاء موجود بین وضع موجود و وضع مطلوب تماماً نشانه های آسیب در فرایند یاددهی و یادگیری است. نکته مهمتر این است که در فرایند آموزش، روش یادگیری مهم است، تا دانش آموزان با دانستن روشها بتوانند با مسائل برخورد کنند و مشکلات خود را حل کنند. (هسته اصلی فرایند تدریس، ترتیب دادن محیطی است که درآن شاگردان بتوانند تعامل کنند و نحوه یادگیری را بررسی نمایند.)

    • روش یادگیری همان روش فکر کردن است که هدف اصلی در فرایند یاددهی و یادگیری است. (اندیشیدن دانش آموزان در جریان آموزش برجسته ترین ویژگی فعالیت های آموزش در ژاپن است.)

    • فکر کردن پاسخی است که انسان به مشکلات خود می دهد و این پاسخ متضمن دستیابی به حل مساله است. فکر، راهنمای عمل است. (هدف عمده آموزش باید وادار کردن دانش آموزان به تفکر باشد. اساس یادگیری نحوه تفکراست که باید به شاگردان تعلیم داده شود.)

    • بنابراین باید فعالیتهای کلاس، مواد آموزشی، روشهای تدریس و... تماماً باید تفکر را تحریک کند.(هر یاد درونی که نتواند تفکر و تخیل یادگیرنده را تحریک کند جز خاراندن حافظه نقش دیگری ایفا نکرده است.)

    • خلاقیت و حل مسأله محصول تفکر است. در کلاس هایی که به دانش آموزان اجازه داده می شود فکر کنند، نظر دهند، سؤال و پرسش نمایند و حتی خلاف عرف و عادت نظر دهند (تفکر واگرا) دانش آموز پویا است و احساس خستگی نمی کند، در غیر این صورت چنانچه فقط شنونده باشد و انتظارات مشخص از او خواسته شود او را در آسیب بزرگی گرفتار کرده ایم، در این حالت او احساس بد بینی پیدا می کند، انگیزه خود را از دست می دهد، هویت خود را شکست خورده می بیند و.... اگر کلاس شاد و براساس علاقه باشد و در مناسبات تعامل مطلوب برقرار شود،باعث می گردد فردی مانند انیشتن که او را کودن تلقی می کردند به یک دانشمند تبدیل شود.

    (استاد مطهری بیان داشته اند که مغز فراگیران را به صورت انبار نباید تلقی کرد، بلکه هدف پرورش نیروی فکر است).

    یکی از اهداف مهم، پرورش تفکرانتقادی دردانش آموز است. انتظار این است که دانش آموزان پس از فارغ التحصیل شدن در زمینه های مختلف اهل نظر بوده و بتوانند مسائل را نقد و تحلیل نمایند. لازمه رسیدن به چنین هدفی شروع فعالیتها از دوران ابتدایی است تا آنها عملاً مخالفت کردن، موافقت کردن، معاشرت کردن، مباحثه کردن را تمرین کرده باشند. دانشمند ترین دانشمندان هم اگر مغز سیاسی و فهم سیاسی نداشته باشد با یک آب نبات به سوی دشمن می رود و مجذوب او می شود. استاد شریعتی هم در جمله ای زیبا فرموده اند: انقلابی شدن بیش ازهرچیز مستلزم یک انقلاب ذهنی،یک انقلاب در بینش و یک انقلاب در شیوه تفکراست.

    آموزش تفکر انتقادی شامل ایجاد عمدی یک جو نامتعادل است تا شاگردان بتوانند فرایندهای فکری خود را تعریف و اصلاح کنند و دوباره بسازند. عامل اصلی در تفکر انتقادی توانایی طرح پرسشهای مربوط به نقد و بررسی راه حلها بدون مطرح نمودن جایگزینهاست. مهارتهای تفکرانتقادی باید از طریق تلاش در تمرین تفکر انتقادی و تحلیل از دروس مختلف رشد و توسعه یابند. برای رسیدن به این هدف، معلم باید بکوشد فضایی در کلاس ایجاد کند که در آن حس کنجکاوی طبیعی شاگردان شکوفا شود. علاقه شاگردان را پس از جلب کردن افزایش دهد، سپس باید حالت کنش متقابل میان شاگردان و استاد بر جو کلاس حاکم شود در این حالت تفکر انتقادی رشد می کند. بنظر می رسد در این زمینه مدارس ما دچار آسیب جدی هستند؛ یعنی فعالیت دانش آموزان در جهت پرورش تفکری انتقادی هدایت نمی شود. یکی دیگر از هدفهای اساسی یادگیری،استاندارد یادگیری است. یادگیری استاندارد،ب دانش، مهارت و نگرشهای اساسی براساس اهداف آموزش می باشد.

    در شرایط فعلی بین نمره کسب شده و درصد قبولی دانش آموزان با یادگیری استاندارد آنها همخوانی وجود ندارد. چرا که اکثر سؤالات امتحانی استاندارد نیستند و تمام سطوح شناختی را نمی سنجند. بنابراین یکی دیگر از آسیب های جدی در فرایند یاددهی – یادگیری نظام ارزشیابی است. امتحان به خودی خود هدف نیست بلکه ابزار و وسیله ای برای ارزشیابی یادگیری در راستای اهداف پیش بینی شده است.در صورتی که بخش اعظم واقعیت های علمی و مندرجات کتابهای درسی زمینه و محلی برای اندیشیدن، مفهوم سازی، مهارت پروری و... هستند و نه گفته ها و نوشته های مقدسی که همه دانش آموزان ملزم به پس دادن آنها در جلسه آزمون و ارزیابی باشند. معلمان باید به این آگاهی و مهارت برسند که هدفهای متعالی برنامه را همراه با مفاهیم مهم و اساسی کتاب و نه همه متن کتاب را، هدف آزمون و ارزیابی قرار دهند. در کنار این مطلب اندازه گیری با مقیاس 20 مورد نقد است و باید این مقیاس به حروف الف، ب، ج، د و ه تغییر یابد. جمع بندی: اهداف آموزش در سه حیطه شناختی عاطفی، روانی حرکتی تقسیم شده است.

    در تقسیم بندی های جدید بیشتر اهداف دانستنی، مهارتی و نگرشی مطرح می گردد. در مجموع این اهداف با هدف اصلی وزارت آموزش و پرورش که همان انسان سازی است پیوند می خورد.انسان سازی در معنای عام همان تربیت است. به عبارت دیگر آموزش و پرورش فراهم کننده زمینه های لازم برای تربیت است. تربیت ابعاد مختلف انسان مانند بعدعاطفی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی،اعتقادی،جسمی، ذهنی رادربر می گیرد.

    رویکردهای فرایند یاددهی – یادگیری و آسیب شناسی آن

    در مجموع می توان این فرایند را در دو رویکرد مورد بررسی قرار داد:

    1. رویکرد نوین

    2. رویکرد سنتی

    1. رویکرد نوین: در این رویکرد معلم نقش راهنما و تسهیل کننده را بر عهده دارد و دانش آموز در فرایند تدریس با فعالیتهای خود، مهارت و توانایی های بالقوه خود را به فعالیت در می آورد. در این رویکرد دانش آموزفعال است، مسائل را کشف و حل می کند، سوال می کند و با همیاری دیگران یاد می گیرد و در نهایت فرایند محور است.

    2. رویکرد سنتی: در این رویکرد معلم، محور و ارائه دهنده اطلاعات و دانش آموز، شنونده و حفظ کننده مطالب است در این رویکرد دانش آموز فعال نیست، لکه معلم فعال است و سعی می کند مطالب را از طریق سخنرانی یا توضیحی به نمایش بگذارد، دانش آموز به عنوان یک بانک فرض می شود که باید اطلاعات به آن سپرده شود. در این رویکرد پاسخ ها و نمره های دانش آموزمهم است، رنهایت این رویکرد نتیجه محور است.

    بنابراین به نظر می رسد تبدیل رویکرد غیر فعال به فعال، نمایشی اکتشافی، بانکی به حل مساله، پاسخ محور به سوال محور، یادگیری فردی به یادگیری همیاری، و... با هدف خلاقیت دانش آموزان از ضروریات گذر از آسیب های موجود تلقی می شود.

    ویژگیهای رویکرد نوین در فرایند یاددهی – یادگیری

    1- معلم هدایت گر و تسهیل کننده جریان یادگیری است. 2- دانش آموزان در فعالیت های کلاسی فعال هستند. 3- دانش آموزان در فعالیت های کلاسی مسائل را بررسی و حل می کنند. 4- دانش آموزان فرضیه های خود را آزمایش و نتیجه گیری می کنند. 5- دانش آموزان علاوه بر پاسخ سوالات به طراحی سوال می پردازند. 6- دانش آموز با همیاری دیگران به یادگیری می پردازند. 7- دانش آموزان پژوهش می کنند و نتیجه آن را در کلاس گزارش می نمایند. 8- منبع یادگیری علاوه بر کتاب شامل مواد آموزشی دیگر نیز می باشد. 9- ملاک یادگیری استاندارد، پیشرفت می باشد. 10- رشد فرایندهای پیچیده ذهنی (نقد و بررسی، استدلال، تجزیه و تحلیل، خلاقیت) مفهوم سازی، خلاصه کردن، قضاوت و... هدف است.11علاوه بر جنبه تمرینی جنبه کاوشگری دارد. 12- فرصت خود ارزیابی برای دانش آموزان فراهم می شود. 13- ارزشیابی مستمر در جریان تدریس صورت می گیرد. 14- در ارزشیابی علاوه بر دانستنیها به مهارت و نگرش ها نیز توجه می شود. 15- هر دانش آموز با خودش مقایسه می شود. 16- دانش آموزان به تولید مفاهیم می پردازند. 17- فرصت فکر کردن برایشان فراهم می شود. 18- فرصت موافقت و مخالفت موضوعات فراهم می شود. 19- مهارتهای شناختی سطوح بالا مانند مهارت مشاهده تقویت می شود. 20- زمینه برای مهارتهای اجتماعی، از طریق تبادل نظر در گروه فراهم می شود. 21- دانش آموزان با درگیرشدن در فعالیتها به آموختن علم می پردازند. 22- اجازه داده می شود دانش آموزان وسایل آموزش ساده را تهیه کنند. 23- گردش علمی در فرایند تدریس برنامه ریزی می شود. 24- دانش آموزان براساس محتوای کتاب نحوه یادگیری را بررسی می نمایند.

    ویژگیهای رویکرد سنتی در فرایند یاددهی – یادگیری

    این ویژگیها در واقع آسیب هایی هستند که در فرایند یاددهی – یادگیری مدارس ما وجود دارند و باید به سمت ویژگیهای نوین تغییریابند.

    1-معلم فعال است و مطالب را به طور کامل ارائه می دهد. 2- معلم راه حل ها و پاسخ را ارائه می دهد. 3- دانش آموزان فقط پاسخ ها را حفظ می کنند. 4- دانش آموزان به تنهایی یاد می گیرند. 5- منبع یادگیری فقط کتاب است. 6- ملاک یادگیری کسب نمره است. 7- رشد فرایندهای ساده ذهنی هدف است(شنیدن، حفظ کردن، نمره فراموشی). 8- تکالیف بدون هدف و خسته کننده است. 9- ارزشیابی از یادگیری بیشتر در محدوده دانستنیهااست. 10- دانش آموزان از فعالیتهای خود و دیگران ارزشیابی نمی کنند. 11- ملاک یادگیری درارزشیابی بیشتردر مقایسه با دیگر دانش آموزان است. 12- دانش آموزان مفهوم آموزی می کنند. 13- ارزشیابی پایانی بیشتر ملاک عمل است. 14- موضوعات آزمایشگاهی نیز به صورت تئوری و نوشتاری یادگرفته می شود.

    منبع: http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=80262

    0
    معلمان از گروه های کوچک، معمولاً برای ایده سازی برای بحث در کلاس درس، برای تغییر در روند سخنرانی، یا برای ترغیب دانش آموزان برای صحبتکردن در کلاس استفاده می کنند. کاربرد روش یادگیری از طریق همیاری، بررسی گروه های کوچک متفاوت از کاربری های مختلف یادگیری از طریق همیاری است. در کلاس درسی که به صورت منظم و قاعده مند از روش یادگیری از طریق همیاری بهره گیری می شود، معلم باید تکلیف روشن و حساب شده ای را برای دانش آموزان درنظر بگیرد و دستور العمل های خاصی را برای انجام دادن تکلیف معین شده ارائه دهد. یادگیری از طریق همیاری چیست؟ یادگیری از طریق همیاری راهبردی است که دانش آموزان را در قالب گروه های منسجم و پایدار برای کار و تماس با یکدیگر برمی انگیزد. کار گروهی، بخش اصلی تحقق اهداف یادگیری در کلاس های درس است. یادگیری از طریق همیاری، مسئولیت پذیری شخصی را در میان تعاملات گروهی پرورش می دهد. به طوری که به گفته آلیسون کینگ (1993) در یادگیری از طریق همیاری، نقش معلم از «دانای صحنه کلاس به راهنمای عمل» تغییر می یابد. دانش آموزان اگر چه به صورت گروهی به یادگیری اقدام می کنند، ولی پیشرفت آنان در یادگیری، به صورت انفرادی سنجیده می شود. * یادگیری از طریق همیاری، دارای نظم و ساختار است و تمرکز اساسی اش بر اطمینان یافتن از رخ دادن یادگیری است. انتخاب و فعال سازی گروه سبب می شود دانش آموزان بنابه دیدگاه ها، توانایی ها، قومیت و نژادهای مختلفی که دارند، به صورت خلاقانه عمل کنند.

    واگذار کردن تشکیل گروه به خود دانش آموزان امکان دارد سبب تشکیل گروه های همگن شود، یعنی امکان دارد دانش آموزانی که گرایش هنری، علمی، اجتماعی، خانوادگی، طبقه اجتماعی و... خاصی دارند، به گروه های خاص تقسیم شوند. این کار سبب می شود کارآیی گروه ها کاهش یابد و کسب مهارت های اجتماعی به تأخیر افتد و تمرکز بر انجام تکلیف محوله تنزل یابد (کوپر، 1990). از این روست که، توصیه می شود، معلم برای یادگیری از طریق همیاری و به منظور تشکیل گروه ها باید خود رأساً وارد عمل شود و گروه های ناهمگنی بسازد. در گروه های ناهمگن، اعضای گروه از زمینه های دانشی، هنری، قومی و... متفاوتی هستند. تعداد اعضای گروه در کلاس درس می تواند بین 4 تا 8 نفر متغیر باشد. این تعداد عضو برای گروه های دانش آموزی است که تا حدودی توانایی مدیریت زمانی و کلامی را دارند.

    به دیگر سخن، اگر از نظر پایه های تحصیلی به تعیین اعضای گروه اقدام شود، بهتر است گروه های 4 نفری از پایه چهارم و پنجم دبستان به بالا تشکیل شود. برای پایه های اول تا سوم دبستان، کار دونفری مناسب تر است. گروه هایی با اعضای زیاد، امکان تنوع دیدگاه ها را افزایش می دهد، در حالی که گروه هایی با اعضای محدود برای تسهیل تعاملات اثر گذارند (میلیس، 1993). * یادگیری از طریق همیاری یک کلاس درس با ماهیت اجتماعی را پی ریزی می کند، که در آن دانش آموزان به همبستگی هایی می رسند که هدف مشترکی را دنبال می کنند و غالباً اعضای گروه در برابر فراگیری محتوای دروس از سوی همدیگر مسئولیت نشان می دهند. کار گروه معمولاً تا زمانی که همه اعضا بر محتوای درس تسلط نیابند خاتمه نمی یابد. افزون بر این، وقتی اعضای گروه در برابر یادگیری همدیگر مسئول اند و تلاش می کنند مطالب را به یکدیگر بیاموزند، یادگیری انفرادی را هم تجربه می کنند. پایداری گروه یا ثبات اعضای گروه بسته به توان همیاری آنان است.

    اگر گروه ها در کارهایشان پیشرفت خوبی نشان می دهند نیاز به تغییر دادن اعضای گروه ها نخواهد بود. * یادگیری از طریق همیاری، مهارت های برقراری ارتباط دانش آموزان را می طلبد و آن ها را ارتقاء می دهد. موفقیت گروه به میزان اثرگذاری تعاملات میان اعضای گروه بستگی دارد. پیش از آن که یادگیری از طریق همیاری آغاز شود، دانش آموزان باید برخی مهارت های مورد نیاز برای تعامل موفق گروهی را بیاموزند؛ مهارت هایی، نظیر: تعبیر و تفسیر واژگان و جملات برای درک و فهم بهتر. ارائه و دریافت بازخورد. ایجاد فرصت برای دیگران جهت بیان ایده ها. خودداری از مجبور کردن گروه به پذیرش نظرات. * یادگیری از طریق همیاری، بین مسئولیت شخصی و گروهی یادگیرندگان ایجاد توازن می کند. هر گروه و هر دانش آموز در درون گروه، باید کاری برای انجام دادن داشته باشد. به دیگر سخن، هر دانش آموز باید بر درسی که ارائه می شود، تسلط یابد و بتواند نمرات مورد قبولی را دریافت کند. نمرات گروه می تواند بخشی از نمرات یادگیرنده را تشکیل دهد و هیچ وقت نمره گروه نمی تواند به طور کامل نشان دهنده مسئولیت پذیری اصلی یادگیرنده باشد. مزایای یادگیری از طریق همیاری افزایش حضور در مدرسه و کلاس درس.

    با توجه به تعلقی که اعضای گروه ها به گروه خود دارند، تماس آنان به حضور در مدرسه و کلاس افزایش می یابد. کسب نمرات بالا. به دلیل مشارکت فعال در کلاس، عزت نفس دانش آموز ارتقا می یابد و درک و فهم او از مطالب درسی افزایش می یابد. مشارکت فعال، عزت نفس بالا، خوداتکایی و... زمینه ساز کسب نمرات بالا هستند. پختگی مهارت های برقراری ارتباط. هر دانش آموز دارای برخی توانمندی های برقراری ارتباط است. مشارکت فعال در کلاس درس، ایده سازی، بیان نظریات، دفاع از چشم اندازها و... سبب تقویت توان برقراری ارتباط در یادگیرنده می شود.

    منابع: 1- Cooper , Jim (1990). Cooperative Learning College Teaching: Tips From The Trenches, The Teaching Professor , 4 (5). 2- King. Allison (1993), From Sage on The Stage to Guide on The Side, College Teaching. 41 (1). 3- Millis, Barbara (1993). Cooperative Learning, a Workshop Presented at Dalhousie University.

    منبع: روزنامه همشهری

    0

    معلمان و دانشجویان عزیزی که در موقعیت کلاس قرار گرفته و تدریس کرده اند، در جریان هستند که گاهی اوقات کنترل کلاس درس از دست معلم خارج می شود و در امر تدریس به مشکل بر می خورند، حتی معلم های باتجربه. واقعا علت این امر چیست؟ در این مطلب نکات و مواردی که در تدریس اختلال ایجاد می کنند مورد بررسی قرار گرفته است که با رعایت این نکات می توان از بسیاری از مشکلات جلوگیری کرد. امید است مورد توجه عزیزان قرار گیرد.

    تاکنون پژوهش های بی شماری در زمینه ی فعالیت های آموزشی اثربخش در کلاس درس انجام شده است. به طوری که نتایج این پژوهش ها رهنمودهای مفیدی را برای بهبود فعالیت های معلم در کلاس درس به همراه داشته است. بر این اساس در این مقاله، به ده اشتباهی پرداخته شده است که معلمان در کلاس درس باید از آن ها دوری کنند.

    معلمان همواره می خواهند در کلاس نقش مثبتی داشته باشند و اگر مراقب نباشند، نمی توانند این مأموریت خطیر را به خوبی به انجام برسانند. آیا تاکنون به عوامل زیر که مخل تدریس هستند، توجه کرده اید؟

    1. دوستی بیش از اندازه با دانش آموزان

    اغلب معلمان کم تجربه می خواهند بچه ها آن ها را از همه بیشتر دوست داشته باشند، در حالی که این کار اشتباه است. اگر شما مرتکب چنین اشتباهی شوید، کنترل کلاس از دستتان خارج می شود و این به آموزش بچه ها لطمه خواهد زد. به جای آن، به دنبال احترام گذاشتن به دانش آموزان، تحسین و تقدیر آن ها باشید. در این صورت به یکباره خواهید دید، وقتی جدی و منصف هستید، دانش آموزان به شما بیشتر ابراز علاقه خواهند کرد و این نشان می دهد که در مسیر صحیحی قرار گرفته اید.

    2. آسان گیری در نظم و انضباط

    به دلایل گوناگون، معلمان در آغاز سال در مورد انضباط سخت گیری کم تری دارند و یا اصلاً سخت گیری نمی کنند حتماً این جمله را شنیده اید که «تا شب عید لبخند خود را به دانش آموزان نشان ندهید.» شاید این جمله ای سخت گیرانه باشد، اما واقعیت این است که «باید از ابتدا نظم و انضباط داشته باشید تا هر چه به جلو می روید، در اجرای قوانین راحت تر باشید.» اما قبل از هر چیز، انعطاف پذیر بودن خود را نشان دهید.

    3. سازمان دهی نکردن کارها از ابتدا

    تا یک سال کامل تدریس نکرده اید، نمی توانید حدس بزنید در کلاس چه مقدار برگه ی تکلیف جمع خواهد شد. پس از یک هفته تدریس، متحیر به انبوهی از برگه ها نگاه خواهید کرد که باید به وسیله ی شما تصحیح شوند. از روز اول می توانید با یک برنامه ی سازمانی دهی شده، از انبوه شدن برگه های دردسرساز جلوگیری کنید. فایل کردن و قفسه بندی کردن، کمک بسیار مؤثری است. منظم باشید و بدون فوت وقت، هر برگه ای را که به دست شما می رسد، همان لحظه در جای خود قرار دهید. به یاد داشته باشید، میز مرتب در تمرکز ذهن مؤثر است.

    4. ارتباط اندک با والدین و استفاده نکردن از نقش آن ها

    در نگاه اول، مشورت کردن با اولیا نوعی تهدید به نظر می آید. در حالی که این کار، گنجینه ی گران بهایی را در اختیارتان قرار می دهد. برای جلوگیری از ابهامات و جبهه گیری، همکاری با اولیا را امتحان کنید. همکاری اولیا با کلاس، باعث آسان تر شدن کارتان خواهد شد. آن ها با شرکت داوطلبانه در کلاس یا پی گیری برنامه ی رفتاری در خانه، با شما همکاری خواهند کرد.

    5. شرکت در بحث های بیهوده

    این دامی است که معلمان باتجربه هم، مانند معلمان کم تجربه در آن گرفتار می شوند. در محیط مدرسه نیز مانند همه ی محیط های کاری، جدال، لجاجت و بدجوابی وجود دارد. با گوش دادن به بدگویی درباره ی موضوعی که از آن خبر دارید، خود را در موقعیت خطرناکی قرار می دهید. با این کار، در یک طرف دعوا قرار خواهید گرفت و خود را بین دو دسته ی دعوا غوطه ور خواهید کرد. در حالی که چیزی عاید شما نخواهد شد. بهتر است رابطه ی خود با همکاران را در حالت دوستانه و بی طرفانه حفظ و روی کار با دانش آموزان تمرکز کنید. از جر و بحث بپرهیزید و به پیشرفت در آموزش بپردازید.

    6. ارتباط نداشتن با همکاران

    گفتیم که از شرکت در بحث های بیهوده بپرهیزید، اما نه به قیمت تنها ماندن در محیط کلاس خود. با خوردن غذا در جمع همکاران و مشارکت در کارهای مدرسه و مشورت با کارکنان، در کمک به همکاران و کمک گرفتن از آن ها در فعالیت های جمعی شرکت کنید. هیچ وقت نمی دانید چه موقع به کمک همکاران احتیاج پیدا خواهید کرد و اگر مدت ها از جمع کناره گیری کنید، بعد از آن، کمک گرفتن از آن ها کار بسیار سختی خواهد بود.

    7. زیاد کار کردن و خسته شدن

    با جدیت کار کنید، مؤثر و مسئولیت پذیر باشید، اما به موقع به خانه بروید و اوقاتی را به استراحت و تجدید قوا اختصاص دهید. به طور کلی، اجازه ندهید مسائل کلاس به آسایش شما و احساس لذت از زندگی در خارج از کلاس، لطمه بزند. نشاط خود را حفظ کنید که دانش آموزان به معلم با نشاط بیشتر نیاز دارند.

    8. کمک نخواستن

    شغل معلمی به مهارت های والای انسانی نیاز دارد. اغلب ما می کوشیم هر مشکلی را از سر راه برداریم، اما این نمی تواند به یک قاعده تبدیل شود. نترسید از این که آسیب پذیر به نظر بیایید. آگاهانه اشتباهات را بپذیرید و از همکاران خود کمک بخواهید. با نگاهی به اطراف، صدها سال تجربه را نزد همکاران پیدا خواهید کرد. اغلب آن ها در راهنمایی کردن و اختصاص وقت به شما، سخاوتمند هستند. در این هنگام خواهید دید، آن قدر که فکر می کردید، تنها نیستید.

    9. رویاپردازی و ناامیدی زودرس

    معلمان تازه کار باید مراقب باشند که در این دام گیر نیفتند. جوانان وارد این حرفه می شوند، چون آرمان گرا، خوش بین و آماده ی تغییر و تحول سریع هستند. این خیلی خوب است، چون دانش آموزان و همکارانتان به این انرژی تازه و به فکر خلاق احتیاج دارند. اما وارد دنیای خیال نشوید که ممکن است نتیجه ی آن ناامیدی و سرخوردگی باشد.

    10. توجه بی مورد به اشتباهات

    شغل معلمی به اندازه ی کافی سخت هست. بنابراین، ذهن خود را مشغول اشتباهات، کوتاهی ها و لغزش ها نکنید. هیچ کس کامل نیست. حتی معلمان باتجربه و موفق هم گاهی اوقات تصمیمات اشتباهی می گیرند. اشتباهات رخ داده را فراموش کنید، خود را سرزنش نکنید و قدرت ذهنی تان را برای زمان آینده که به آن نیاز دارید، نگه دارید. به خود سخت نگیرید و با دانش آموزانی که مشکل دارند، یاری و هم دردی کنید.

    منبع مطلب:

    بت لویس پرور، مترجم: علی رضا پورمحمدی

    گروه مدرسه اینترنتی سایت تبیان

    0

    انگیزه حالت مشخصی است که سبب ایجاد رفتاری معین می شود. انگیزه های روانی به طور عمده تحت تأثیر اجتماع خاصی قرار دارند که شخص در آن رشد کرده است.

    تعریف انگیزش:

    انگیزش به علت یا چرایی رفتار اشاره دارد، روان شناسان مفهوم انگیزش را به عواملی محدود می سازند که به رفتار نیرو می بخشد و به آن جهت می دهند.

    تأثیر انگیزش بر یادگیری:

    انگیزش هم هدف است، هم وسیله. به عنوان هدف، از دانش آموزان می خواهیم نسبت به موضوع های گوناگون علمی و اجتماعی علاقه کسب کنند. به عنوان وسیله، انگیزش مانند آمادگی ذهنی یا رفتار ورودی، پیش نیاز یادگیری به حساب می آید و تأثیر آن بر یادگیری، یکی از امور بدیهی است. یادگیری معلول انگیزه های متفاوت است. یکی از این انگیزه ها که نقش مهمی در جریان یادگیری دارد، میل و رغبت شاگردان به آموختن است. رغبت، محرکی است که نیروی فعالیت را افزایش می دهد. برای این که شاگردان در هنگام یادگیری فعال باشند، باید به موضوعی که می خواهند فرا بگیرند، علاقه مند باشند. برای ایجاد رغبت، لازم است مطالب و مفاهیم درسی بر اساس نیاز شاگردان تنظیم شود و هدف ها برای دانش آموزان ارزشمند و قابل وصول باشد. هدف ارزشمند و قابل وصول، فرد را به خواستن و طلب کردن وا می دارد و نیروی لازم برای فعالیت را در او به وجود می آورد. از راه های متفاوتی می توان ایجاد انگیزه کرد و علاقه ی دانش آموزان را به یادگیری افزایش داد. در این نوشتار، بعضی از این روش ها و فنون معرفی می شوند.

    ده روش برای ایجاد انگیزش در دانش آموزان:

    1. بیان دقیق انتظارات در آغاز درس، با توجه به هدف های آموزشی

    این نکته که دانش آموز بداند معلم چه انتظاراتی از او دارد و هدف کاملاً برای او روشن باشد، بی شک به بهبود یادگیری و افزایش علاقه در یادگیرندگان کمک خواهد کرد. پژوهش های انجام شده نشان داده اند یادگیرندگانی که از هدف های درس و آموزش اطلاعی ندارند، به خوبی یادگیرندگانی که معلم قبل از شروع درس انتظارات خود را به ایشان می گوید و آنان را از هدف های درس آگاه می سازد، در پیشرفت درس موفق نمی شوند.

    2. استفاده از تشویق های کلامی در شرایط لازم

    در بسیاری مواقع، تشویق های کلامی معلم از دیگر انواع تشویق، مؤثرتر است و تأثیر بسیار زیادی بر عملکرد دانش آموز دارد، چون بلافاصله پس از یک رفتار خوشایند رخ می دهد. استفاده از واژه هایی چون: «خوب»، «عالی»، «آفرین» و «خیلی خوب» پس از عملکرد درست دانش آموز، از تدبیرهای مؤثر انگیزشی است. مؤثرترین تشویق آن است که به رفتار و عملکرد درست دانش آموز وابسته باشد. هم چنین معلم باید به اندازه ی لازم دانش آموزان را ستایش و تشویق کند. اگر تشویق بیش از حد باشد، اثر مثبت خود را از دست می دهد و از خاصیت تقویت کنندگی آن کم می شود.

    3. بهره گیری از آزمون و نمره

    نمره های ارزشیابی هایی که معلمان از دانش آموزان به عمل می آورند، ارزش انگیزشی زیادی دارند، زیرا این نمره ها با پاداش هایی چون: تأیید معلم و پدر و مادر، ارتقا به کلاس بالاتر، ورود به دانشگاه و رضایت از عملکرد خود، همراه اند. به ویژه اگر این نمره ها به صورت مستمر و ماهانه همراه با بازخورد به اطلاع سرپرست دانش آموزان رسانده شود، در افزایش انگیزش دانش آموزان اثر مثبتی دارد. بنابراین معلم می تواند با اجرای آزمون های هدفمند، سطح انگیزشی یادگیرندگان را بالا ببرد. با این حال نکته ای را که باید درباره ی امتحانات گوناگون در نظر داشت، این است که از آن ها به عنوان وسیله ای برای اطلاع دانش آموزان از نحوه ی عملکرد و میزان یادگیری شان استفاده کرد، نه به عنوان وسیله ای برای تهدید و تنبیه آنان.

    4. استفاده از خاصیت برانگیختگی مطالب

    هر اندازه مطالب ارائه شده، جدید، پر معنی و تعجب بر انگیز باشد، باعث افزایش سطح برانگیختگی و هم چنین عامل تحریک حس کنجکاوی در دانش آموزان می شود. با توجه به این موضوع، معلم می تواند با ارائه ی مطالبی که ویژگی های برانگیختگی دارد، در دانش آموزان ایجاد انگیزه کند. مطلبی که برای دانش آموز نو و معنی دار باشد، شوق یادگیری و دانستن را در او افزایش می دهد و میل و رغبت او را به یادگیری بیشتر خواهد کرد.

    5. ارائه ی مطالب آموزشی از ساده به دشوار

    ارائه ی مطلب از ساده به مشکل باعث می شود، دانش آموز در ابتدا به موفقیت هایی دست بیابد. این موفقیت اولیه موجب می شود، دانش آموز اعتماد به نفس بیشتری کسب کند. همین امر، تحرک و انگیزشی در او ایجاد می کند تا برای یادگیری متن های دشوارتر بعدی آماده شود. برعکس، چنان چه مواد آموزشی در ابتدا به صورت مشکل ارائه شوند، ممکن است شکست و ناکامی را در دانش آموز به دنبال داشته باشد و به دنبال آن دلسردی و بی انگیزگی در او ایجاد شود. نیز باید گفت، موفقیت آغازین دانش آموز، موجب دریافت تشویق هایی از سوی معلمان و پدر و مادر خواهد شد و این خود، به افزایش انگیزه برای یادگیری بیشتر در دانش آموزان می انجامد.

    6. کاربرد مثال های آشنا هنگام آموزش مطالب تازه و استفاده از موقعیت های تازه هنگام کاربرد مطالب آموخته شده

    برای این که علاقه ی دانش آموزان به یادگیری بیشتر شود، به طوری که دانش آموز خود با میل و رغبت پی گیر مطلب شود، بهتر است معلم به هنگام آموزش مطالب تازه، از مثال های ملموس و آشنا استفاده کند. استفاده از مثال های شناخته شده، ذهن دانش آموز را تحریک می کند و علاقه به جریان یادگیری را در او افزایش می دهد. زمانی که می خواهید مطالب آموخته شده حالت کاربردی داشته باشد، بهتر است آن ها را در موقعیت های تازه به کار ببرید؛ زیرا استفاده از موقعیت های تازه باعث می شود، دانش آموز از حالت کسلی که در اثر یکنواختی برایش ایجاد شده است، خارج شود و با میل و علاقه در جریان یادگیری قرار بگیرد.

    7. بهره بردن از روش های متنوع آموزشی

    ایفای نقش، بحث گروهی، پرسش و پاسخ، گزارش انفرادی و گروهی، و هر تدبیر دیگری که دانش آموزان را در فعالیت یادگیری شرکت دهد، به مقدار زیادی انگیزه ی آنان را بالا می برد. خسته کننده ترین روش آموزشی آن است که معلم تمام وقت کلاس را به خود اختصاص دهد و فرصت هیچ گونه فعالیت و اظهار نظری را به دانش آموزان ندهد. پژوهش های متعدد نشان داده است، یکی از بهترین راه های ایجاد انگیزه در یادگیرندگان، شرکت دادن ایشان در فعالیت های کلاسی است.

    8. کاستن از پیامدهای منفی مشارکت یادگیرندگان در فعالیت های یادگیری

    برای این که دانش آموزان بتوانند در امر یادگیری شرکت فعال داشته باشند، به پاداش و یا تقویت مثبت از طرف معلم خود نیاز دارند. اگر دانش آموزی که به قدر توانایی خود سعی در مشارکت کلاس و یادگیری دارد، از طرف معلم مورد توجه قرار گیرد و معلم بتواند از طریق تقویت مثبت، این رفتار را در او تقویت کند، این کار موجب انگیزش بیشتر دانش آموز خواهد شد. چرا که تقویت مثبت، بهترین و مؤثرترین روش تثبیت رفتار و مهم ترین عامل ادامه ی رفتارهای انسان در زندگی روزانه است. برای این منظور، معلم باید بکوشد از پیامدهای آزارنده جلوگیری کند. بعضی از عواملی که ممکن است در جریان یادگیری باعث دلسردی دانش آموزان شود، عبارت است از:

    * بی توجهی معلم به علاقه، رغبت و استعداد دانش آموزان.

    * استفاده ی محض از روش های تدریس سنتی مانند حفظ و تکرار و یا سخنرانی و عدم برانگیختگی حس کنجکاوی دانش آموزان.

    * مجبور ساختن دانش آموزان به انجام تکالیفی که سطح دشواری شان خارج از توانایی آن ها است.

    * از دست دادن حس اعتماد به نفس در نتیجه ی شکست در حل مسائل و یا انجام فعالیت های یادگیری.

    * گرفتن نمره ی کم در امتحانی که معلم قبلاً محتوای آن را آموزش نداده است.

    * مجبور ساختن دانش آموز به رقابت با کسانی که از او توانایی بیشتری دارند.

    * بی توجهی معلم به کوشش های دانش آموزان.

    * مجبور ساختن دانش آموزان به ساکت و آرام نشستن در کلاس و گوش دادن به سخنرانی های خسته کننده ی معلم.

    9. دادن تکلیف هایی که نه خیلی ساده اند و نه خیلی دشوار

    معمولاً دانش آموزانی که انگیزه ی پیشرفت بیشتری دارند، به دنبال تکلیف هایی می روند که با مقداری تفکر و پیچیدگی همراه باشد و آن ها را به فعالیت وادارد. این نوع تکالیف، اگر درست و به جا ارائه شوند، به اعتماد به نفس در دانش آموز خواهد انجامید. حال اگر این تکلیف ها بسیار ساده و پیش پا افتاده باشند، چنین احساسی ایجاد نخواهد شد. هم چنین اگر تکالیف بسیار دشوار باشند، احتمال شکست و ناکامی و به دنبال آن عدم اعتماد به نفس را در او ایجاد خواهد کرد. بنابراین، سطح دشواری تکلیف های درسی باید با سطح توانایی و یادگیری دانش آموز منطبق باشد تا او بتواند با تلاش و کوششی که به خرج می دهد، از عهده ی انجام تکالیف برآید و انگیزه ی یادگیری اش افزایش یابد.

    10. ارائه ی مطالب تا حد ممکن به صورت معنی دار و در ارتباط با موقعیت های واقعی زندگی

    بر اساس اعتقاد و یافته های روان شناسان، انگیزه ی واقعی انسان ها در یادگیری، انگیزه ی درونی ایشان است. فهمیدن مطالب، انگیزه ی درونی آنان را تقویت خواهد کرد و سبب شوق یادگیری و کشف اطلاعات خواهد شد. به همین خاطر، هر اندازه مطالب معنی دارتر و منطقی تر باشند، کنجکاوی افراد را بیشتر تحریک می کنند. بر همین اساس، در کلاس درس نیز اگر معلم بتواند مطالب درسی را به صورت معنی دار و قابل درک ارائه دهد و آن ها را با موقعیت های واقعی زندگی ارتباط دهد، شوق و انگیزه ی یادگیری در دانش آموز افزایش خواهد یافت.

    منابع:

    روان شناسی پرورشی،نویسنده: علی اکبر سیف

    مهارت های آموزشی و پرورشی. نویسنده:حسن شعبانی

    گروه مدرسه اینترنتی سایت تبیان

    0

    تکالیف درسی بسیار متنوع هستند و می‏توان آن‏ها را به گونه‏ای متفاوت برای دانش‏آموزان طرح کرد. برخی از معلمان، تکالیف درسی را به گونه‏ای طرح می‏کنند که یادگیری فراگیرندگان را با لذت توأم می‏سازد. ولی بعضی دیگر، تکالیف درسی را نوعی فعالیت عادی می‏پندارند که با انجام آن‏ها، دانش‏آموزان روی مسائل مهم و نکات اصلی درس، تمرین و تمرکز بیش‏تری می‏کنند و هدف از این کار آن است که در آن درس، تسلط بهتری پیدا کنند.

    کلاس

    متأسفانه انواع اغلب تکالیف درسی که از کوچک‏ترین خلاقیتی بی‏بهره‏اند، فقط((مشغله‏ای)) هستند که معلمان برای دانش‏ آموزان خود می‏ تراشند و هدف آموزشی خاصی در آن‏ها نهفته نشده است. دانش‏آموزان با انجام این تکالیف دلسرد می‏شوند و لذت و ارزش یادگیری را احساس نمی‏کنند. حتی به این نتیجه می‏رسند که معلمانشان نیز به آن‏ها اهمیت نمی‏دهند و آن‏طور که باید، درکشان نمی‏کنند. همین امر، موجب وارد شدن لطمه به مراحل تعلیم و تربیتی آنان می‏شود.

    بنابر دلایلی، از دیرباز از تکالیف درسی به‏عنوان نقطه‏ای اتکایی در آموزش و‏پرورش کشورهای جهان از جمله آمریکا نام برده شده است.

    یکی از آن دلایل این است که با انجام تکالیف درسی، زمان یادگیری افزایش می‏یابد و کودکانی که وقت بیش‏تری را به انجام تکالیف اختصاص می‏دهند، به‏طور متوسط در مدرسه نیز شاگردان بهتری هستند. کارول، از روان‏شناسان پیرو بلوم، در بحث یادگیری کامل، استعداد را چنین تعریف می‏کند: ((استعداد، مدت زمانی است که برای یادگیری کامل موضوعی لازم است.)) وی استعداد را با طول زمان متناسب می‏داند و می‏گوید، اگر بتوانیم شرایطی فراهم آوریم که زمان آموزش برای افرادی که ظاهرا" کم‏استعداد هستند و در واقع زمان بیش‏تری را برای یادگیری می‏طلبند، افزایش یابد، حتی امکان این‏که آنان هم به یادگیری کامل دست یابند، وجود خواهد داشت.

    عده‏ای معتقدند، برای رساندن دانش‏آموزان به مرز یادگیری کامل، می‏توان از تکالیف درسی نیز استفاده کرد. ولی با متفاوت بودن دانش‏آموزان از لحاظ ویژگی های فردی که نمی‏توان برای همه‏ی آن‏ها تکلیف یکسان و همگنی را ارائه کرد و نیز سایر مشکلات، چه باید کرد؟ معلمان چگونه می‏توانند بر مشکلات ناشی از تکالیف درسی و اضطرابی که از طریق انجام تکالیف به شاگردان منتقل می‏شود، غلبه کنند؟

    تکالیف درسی، دردسری بزرگ برای معلمان

    معلمان، همواره از مشکل بودن تکالیف درسی در همه‏ی ابعاد آن سخن گفته‏اند. خانم نانسی پائولو، در متن اصلی ((با تکالیف درسی به دانش‏آموزان خود کمک کنید))، نمونه‏هایی را از دیدگاه‏های چند معلم و چالش‏های گروه‏های معلمی، ذکر کرده است. ما هم در حین مطالعات تطبیقی، به چنین مواردی برخوردیم. چند مورد از این نظرات را می‏آوریم:

    *‏ خانم الینور دیزنبوروک، آموزگار کلاس ششم ابتدایی در درس‏های اجتماعی و قرائت در ایالت ویرجینیا می‏گوید: ((مشق شب، از بزرگ‏ترین مشکلات و دردسرهایی است که بعد از دو دهه تدریس، هنوز با آن روبه‏رو هستم.))

    * خانم مینو طاهری، آموزگار کلاس اول ابتدایی در یکی از مناطق شمالی تهران که کلاس‏های پرجنب‏وجوشی دارد، در این‏باره می‏گوید: ((چون کودکان باهم متفاوت‏اند و ویژگی‏های فردی هر یک و استعداد و علاقه‏ای که به یک درس و یا هنر خاص دارند، گوناگون است، سخت‏ترین زمان تدریس من هنگامی است که می‏خواهم برای این کودکان تکلیف تعیین کنم. به راستی من چگونه باید عمل کنم؟))

    درس

    *‏ برای بسیاری ازمعلمان، ارائه‏ی تکلیف درسی، منشأ اضطراب و نگرانی‏های فراوانی است. در سال 1998 در کلرادو آمریکا، در جلسه‏ی بحث و گفت‏وگوی معلمان و کارگاه‏های آموزشی که به همین منظور تشکیل شده بود، شرکت‏کنندگان درباره‏ی این سخن گفتند که چه‏طور می‏توان راه‏حل‏هایی پیدا کرد تا کیفیت تکالیف درسی را بهبود بخشید. آنان هم‏چنین به دنبال راهی بودند تا با تکالیف درسی، علاوه‏بر کمک به دانش‏آموزان در یادگیری مطالب، چنان آن را سرگرم سازند که دیگر مجالی برای بازی‏های رایانه‏ای مخرب و فعالیت‏های ناسالم دیگر باقی نماند.

    *‏ درنیمه‏ی دوم سال 1378، در مناطق داخلی شهر تهران و برخی شهرستان‏ها، درباره‏ی چگونگی ارائه‏ی تکلیف خلاق نشست‏هایی ترتیب داده‏ شد و تعدادی از معلمان دوره‏های ابتدایی و راهنمایی، نمونه‏هایی از تکالیف درسی متنوع و خلاقانه‏ی خود را که با تکالیف عادی و تکراری فرق داشتند، برای حاضران ارائه دادند. این تکالیف در پایانسال 1378، در جلساتی که ((جشنواره‏ی تکلیف)) نامیده شدند، به نمایش درآمدند. از آن زمان تاکنون، جامعه‏ی آموزشی کشور ما منتظر انتشار این تجربیات مستندسازی شده است و به‏طور قطع معلمان می‏توانند با دراختیار داشتن این نمونه‏ها، خود به طراحی تجربه‏هایی جدیدتر در زمینه‏ی تکالیف درسی خلاق اقدام کنند.

    *‏ در جلساتی که در دهه‏ی قبل در چند ایالت و شهر آمریکا برگزار می‏شدند، تکالیف درسی موضوع‏اصلی‏ گفت‏وگوی معلمان بود. درجلسه‏ی معلمان در تگزاس، شرکت‏کنندگان به مشکلاتی مانند حمایت‏نشدن ازطرف پدران و مادران در انجام تکالیف‏درسی اشاره کردند. در تالار دبیرستانی در کالیفرنیا، دو معلم درباره‏ی این‏که چگونه می‏توان دردانش‏آموزان انگیزه ایجادکرد و آنان را به انجام و تکمیل تکالیف‏درسی تحریک‏کرد، گفت‏وگو کردند. در نیویورک، در دفتر معلمان، یکی از آموزگاران نقل کرد که سگ دانش‏آموز کلاس چهارمی‏اش، تکلیف درسی ریاضی او را پاره_ پاره کرده و جویده است و این، مورد بسیار حادی بود. چرا که پیش از این، تنها در مورد پاره شدن تکالیف‏درسی توسط برادران و خواهران کم‏سن‏وسال‏تر دانش‏آموزان در برخی موارد، توسط پدران و مادران عصبانی و خشمگین، گزارش‏هایی دریافت شده‏ بود.

    دانش آموز

    *‏ دکتر غلامرضا حسین‏نژاد، استاد ایرانی و متخصص فناوری آموزشی که در آموزش بسیاری از معلمان در گوشه و کنار کشور نقش داشته است، مهم‏ترین پرسش معلمان، به‏ویژه شاغلان دوره‏های ابتدایی و راهنمایی در چند سال گذشته را، ((تکلیف درسی)) می‏داند. او می‏گوید: ((در سال‏های اخیر، کلاسی نیست که برخی از مباحث آن به گفت‏وگو درباره‏ی تکالیف درسی و چگونگی متنوع ساختن آن‏ها منجر نشود. معلمان، به شکل گسترده‏ای خواهان فراگیری روش‏های جدید ارائه‏ی تکالیف درسی خلاق هستند و خود نیز تجربه‏های خوبی در این زمینه دارند.))

    *‏ دکتر داوود خالقی، استاد تربیت معلم که سال‏های گذشته هدایت ده‏ها کارگاه آموزشی و جلسه‏ی آموزشی معلمان را برعهده داشته، بر این باور است که تغییر در محتوای تکالیف درسی سنتی آغاز شده است و در صورتی که در ارائه‏ی آموزش های نوین به معلمان قصور نکنیم، به زودی شاهد تنوع در تکالیف درسی و گسترش خلاقیت‏های معلمان در این زمینه خواهیم بود.

    ***

    یکی از مشکلات تکالیف درسی که امروزه تقریبا" همه‏ی معلمان با آن روبه‏رو هستند، طرح تکالیف پرمحتوا، غنی و مناسب و متنوع است. زمانی موفقیت دانش‏آموز به‏طور رضایت‏بخش افزایش می‏یابد که معلمان به شکلی منظم تکلیف درسی طرح کنند و دانش‏آموزان نیز مسئولانه این تکالیف را انجام دهند. هرقدر تعداد دانش‏آموزانی که به کلاس بالاتر می‏روند، افزایش یابد، از نظر علمی نیز سود بیش‏تری نصیب جامعه خواهد شد. به‏طور قطع نقش تکالیف درسی خوب در تربیت مناسب این دانش‏آموزان به‏عنوان شهروندانی مسئولیت‏پذیر و فهیم، غیرقابل انکار است. تکالیف درسی خلاق، به بهبود عادت‏های خوب و دقت دانش‏آموزان کمک می‏کند. هم‏چنین در گسترش اعتماد به نفس فراگیرندگان و مسئولیت‏پذیری آن‏ها نقش دارد و مهم‏تر این‏که عشق به آموختن را در آنان تقویت می‏کند.

    منبع

    رشد آموزش ابتدایی مهر 88‏‏ آموزش

    براساس نوشته‏ای از؛ نانسی پائولو - ترجمه ‏ی؛ زری آقاجانی

    مطالعه‏ی تطبیقی و آماده‏سازی؛ رشد آموزش ابتدایی

    0

    اساس و بنیان مدیریت رفتار موثر، داشتن روابط مثبت با دانش آموزان است. ارتباط مثبت پیوند محکمی بین شما و دانش آموزانتان بر قرار می کندبدون این پیوند، توان شما برای تحت تاثیر قرار دادن و هدایت کردن آنها ضعیف خواهد بود.

    با رعایت نکات زیر می توانید روابط تان را با دانش آموزان تقویت کنید:
    • وقتی دانش آموزان وارد کلاس می شوند با آنها احوالپرسی کنید.
    • برای تک تک آنها اهمیت قائل باشید و به تک تک آنها توجه کنید.
    • به نظر هایشان با دقت گوش بدهید.
    • به آنها مسئولیت بدهید.
    • حتی موقعی که دارید رفتار نامناسبشان را تصحیح می کنید به شأن و شخصیت آنها احترام بگذارید.
    • و دست آخر اینکه: «همانقدر که فکر می کنید سزاوارید دانش آموزان به شما احترام بگذارند به آنها احترام بگذارید»..
    «موفقیت شما در شغل معلمی آنقدر که به روابط مثبت، مهربانانه و اعتماد آمیز با دانش آموزان وابسته است به هیچ مهارت، ایده،ابزار یا دستور العملی بستگی ندارد». (پروفسور اریک جنسن)


    معلمان کارآمد:
    معلمانی که می توانند به خوبی بر رفتار دانش آموزان مدیریت کنند همگی این خصوصیات را دارند:
    • از مهارتها و ابزارهای گسترده ای استفاده می کنند.
    • افکار واقع گرانه دارند.
    • بر احساسات خود مسلطند.احساسات متعادل داشتن به معنی بی تفاوت بودن نیست. شور و شوق داشتن وبا انرژی و علاقه کار کردن از ضروریات معلمی است. اما نباید در ابراز آنها زیاده روی کنید.

    زیاده روی در هر احساسی روی توانایی فرد در داشتن تفکر منطقی و معقول اثر می گذارد

    تنبیه:
    مهمترین نکته ای که باید یاد آور شد این است که تنبیه موجب تغییر رفتار نمی شود.
    • تنبیه موثر شما فقط مدت زمان محدودی وقوع رفتار نامناسب را به تعویق میاندازد.
    • شدت تنبیه نیست که انجام رفتار نامناسب را محدود می کند بلکه قطعیت آن است. یعنی دانش آموز مطمئن باشد که شما قطعا او را تنبیه می کنید.
    • تنبیهات کلاسی در صورتی موثر خواهند بود که از ضعیف به شدید استفاده شوند. مثال
    1. اخطار دادن به دانش آموز
    2. تغییر دادن جای او
    3. نگه داشتن او پس از پایان کلاس به مدت 5 دقیقه
    4. اطلاع دادن به والدین
    5. اخراج از کلاس
    6. و دست آخر اینکه:«موقع تنبیه باید همیشه طوری عمل کنیدکه دانش آموز متوجه شود این کار شما در واقع انتخابی است که خود او کرده و نتیجه منطقی عمل خودش بوده است.))


    پاداش:
    مهمترین نکته ای که باید یادآور شد این است که پاداش موجب تغییر رفتار می شود.
    • موثرترین شکل پاداش استفاده از بازخوردهای عاطفی مثبت است مثل لبخند زدن، تشکر کردن، آرزوی موفقیت کردن
    • وقتی جایزه می دهید هرگز نباید آن را پس بگیرید اگر پس از دریافت جایزه رفتار نادرستی از دانش آموز سر زد باید از تنبیه مناسب آن رفتار استفاده کنید.
    • پاداش باید عادلانه باشد.


    جای دانش آموزان در کلاس:
    • همیشه برنامه مشخصی برای تعیین کردن جای دانش آموزان در کلاس داشته باشید.
    • وقتی دانش آموزان قبول کنند که طبق برنامه شما سر کلاس بنشینند درواقع پذیرفته اند که دستور کار کلاس را شما تعیین می کنید.
    • دانش آموزان مشکل ساز را در همه کلاس پخش نکنید.
    • اگر بخواهید دانش آموزان را به صورت گروهی دور هم بنشانید باید برای انها حد و مرز تعیین کنید و اجازه ندهید پا را فراتر از سطح معینی از رفتار اجتماعی بگذارند.
    • هر چند وقت یک بار برنامه نشستن آنها را تغییر دهید.
    • دقت کنید دانش آموزانی که قدرت تمرکز کمتری دارند نزدیک شما بنشینند و از جاهایی که موجب حواس پرتی آنها می شود مثل پنجره ها دور باشند.


    جای معلم در کلاس:
    جای شما در کلاس می تواند تاثیر زیادی در کارآیی شما داشته باشد.
    • هنگام تدریس تمام مدت جلو کلاس نباشید. اگر مدام جلو کلاس بایستید سایر نقاط کلاس به منطقه تحت کنترل دانش آموزان تبدیل می شود.
    • در تمام کلاس حرکت کنید تا نظارت خود را بر تمام قسمتهای کلاس اعمال کنید.
    • وقتی در جلو کلاس قرار می گیرید در یکی از گوشه های کلاس بایستید.
    • وقتی می خواهید رفتار دانش آموزی را اصلاح کنید برای صحبت ابتدا به او نزدیک شوید هرگز سعی نکنید از دور این کار را بکنید.
    • و دست آخر اینکه: «هرگز به حریم فردی دانش آموزان تجاوز نکنید اگر بیش از حد به آنها نزدیک شوید احتمال اینکه گفتگویی آرام در باره یک نکته انضباطی به برخوردی خشن و شدید تبدیل شود به طور چشمگیری افزایش پیدا می کند».
    شروع و پایان خوبی داشته باشید:

    نحوه شروع و تمام کردن درس بخش مهمی از مدیریت موثر رفتار را تشکیل می دهد زیرا با این کار جو و فضای درس همان روز و روز بعد رااز قبل مشحص می کنید.
    • وقتی وارد کلاس می شوید با لبخند به دانش آموزان سلام کنید فعالیتهای آن روز کلاستان را از قبل لیست کنید تا در زمانهای مناسب دانش آموزان بتوانند آن را انجام دهند. با این کار یک فضای مثبت اجتماعی و کاری ایجاد می کنید.
    • در آخر درس چنانچه کلاس مطلوبی داشته اید به دانش آموزان بگویید از هم صحبتی و درس دادن به آنها لذت برده اید به فعالیتهای موفقیت آمیز آن روز تاکید کنید و به مواردی که پیشرفت خوبی نداشته اند نپردازید
    • و دست آخر اینکه:«وقتی دانش آموزان از کلاس بیرون می روند به هر کدام جمله مثبتی بگویید حتی یک لبخند، و خدا حافظ هم بی تاثیر نیست».


    فضایی از رفتار خوب و پسندیده ایجاد کنید:
    • رفتار مودبانه هزینه ای ندارد اما مانند چسب اجتماعی خوبی است که روز به روز افراد بیشتری را به هم پیوند می دهد.
    • با رفتار خودتان همان رفتار اجتماعی مناسبی را که از دانش آموزان توقع دارید به نمایش بگذارید.
    • با ملایمت رفتار دانش آموزانی که ادب را فراموش می کنند تصحیح کنید.
    • و دست آخر اینکه: «اگر مجبورید صحبتتان را با دانش آموزی قطع کنید تا رفتار نامناسب دانش آموز دیگری را تصحیح کنید حتما از او عذر خواهی کنید».


    سرمایه گذاری کنید تا سود ببرید:
    یکی از اصول اولیه روابط انسانی می گوید:همان چیزی را که می خواهید بگیرید بهتر است اول آن را بدهید.
    • اگر به آنها احترام بگذارید به احتمال زیاد به شما احترام خواهند گذاشت.
    • اگر تصمیم بگیرید با رفتاری آرام و منطقی نسبت به رفتار آنها عکس العمل نشان بدهید احتمال اینکه با آانها رو در رو بشوید ضعیف است.
    • اگر بپذیریم که دانش آموزان انسان هستند ونه (ماشینهای یادگیری) احتمال اینکه روابط کاری بهتری با آنها برقرار کنید بیشتر می شود.
    • اگر رویکردی قاطع و در عین حال عادلانه در مورد انضباط داشته باشید احتمال اینکه دانش آموزان مطابق انتظارات شما رفتار کنند بسیار بیشتر می شود.
    • و دست آخر اینکه: اگر وقتی حضور و غیاب می کنید با لبخند و یک صبح بخیر دوستانه ورود دانش آموزان را به کلاس خوش آمد بگویید احتمال اینکه به جای غرغر های معمول پاسخ دوستانه ای بشنوید بسیار بیشتر می شود.


    اصول مدیریت رفتار با دانش آموز


    1. برای بروز رفتارهای خوب برنامه ریزی کنید
    برنامه ریزی برای ایجاد زمینه هایی که دانش آموزان بتوانند رفتارهای خوب از خود نشان بدهند دو عامل مهم پیشگیری و کاهش رفتار نامناسب را در حالت تعادل نگه می دارد.

    به جای اینکه روی اشتباه دانش آموز تمرکز کنید اورا به سوی انتخاب رفتار مطلوب هدایت کنید.

    2. رفتار و رفتار کننده را از هم جدا کنید
    هنگام روبرو شدن با رفتار نامناسب همیشه باید این نکته را برای دانش آموز روشن کنید که انتقاد شما متوجه خود رفتار است و نه کسی که رفتار از او سر زده است.به یاد داشته باشیم اشتباهی که دانش آموز می کند با شخصیت او یکی نیست و اگر به او بر چسب
    دانش آموز بد بزنیم اغلب باعث می شود که او از خودش تصویر ذهنی ضعیفی بسازد


    3. از زبان انتخاب استفاده کنید.
    بر اساس اصولی عادلانه به دانش آموزان اجازه بدهید از بین رفتارهایشان انتخاب کنند.به آنها کمک کنید تا انتخاب مناسبی داشته باشند
    بگذارید آنها نتیجه رفتاری را که انتخاب کرده اند ببینند(پاداش ویا تنبیه)
    .استفاده از جمله هایی که به دانش آموزان کمک کند تا بین رفتارهایشان انتخاب کنند ممکن است در ابتدا به نظرتان عجیب و نامناسب برسد اما باید مدام آنها را به کار ببرید تا در اثر تکرار این عبارت ها جزیی از گفتارتان شود و به طور طبیعی آنها را به کار ببرید.


    به تفاوت چشمگیر بین این دو جمله توجه کنید:
    رضا اگه بخوای همین طور حرف بزنی باید بری تنها گوشه کلاس بشینی.
    رضا اگه تصمیم بگیری وقتی که من درس می دهم همین طور حرف بزنی یعنی تصمیم گرفته ای بروی تنها گوشه کلاس بشینی حالا از تو می خواهم درست تصمیم بگیری. متشکرم.
    معنی جمله اول این است:اگه کاری را که من می گویم نکنی مجبورت می کنم.این جمله یک تهدید مستقیم است. اما معنی جمله دوم این است که خودت مسئول اعمالت هستی و از تو می خواهم رفتار درست را انتخاب کنی


    4. فضایی سرشار از اعتماد و حمایت ایجاد کنید.
    اعتماد پایه واساس کلیه روابطی است که در آن حمایت متقابل وجود دارد.

    برای رسیدن به این هدف از شیوه های بسیاری می توانید استفاده کنید مثلا:
    • در موردمیزان صمیمیت با آنها حد و مرز های روشنی را مشخص کنید و همیشه به آنها پایبند باشید.
    • در نحوه بر خورد و میزان انتظارات خود از دانش آموزان ثبات قدم داشته باشید.
    • به تعهدات خودتان نسبت به آنها عمل کنید از تک تک آنها در کلاس حمایت کنید در یادگیری به آنها کمک کنیدو.....
    • به تک تک آنها توجه کنید.
    5. الگوی همان رفتاری باشید که از دانش آموز انتظار دارید


    دانش آموزان در حال کسب آن مجموعه از مهارت های اجتماعی هستند که به کمک آنها بتوانند انتخابهای رفتاری درستی داشته باشند به همین خاطر نیاز دارند که از رفتار شما الگو بگیرند. نیازی نیست که شما یک الگوی عالی رفتاری باشید و هیچ اشتباهی نکنید..یک انسان معمولی که خطا می کند و به خاطر آنها عذر خواهی می کند الگوی بسیار خوبی است.


    6.مسائل مهم را پی گیری کنید
    مشخص کردن مسائل مهم باعث می شود تا از تیز بینی بیمارگونه دور باشید ونخواهید اشتباهات دانش آموزان را زیر ذره بین بگذارید وبا آنها برخورد کنید زیرا در این صورت به سرعت خسته می شوید و فضایی بسیار پر تنش را در کلاس درس حاکم می کنید


    7. دوباره ارتباط برقرار کنید و رابطه را تصحیح کنید
    فقط در صورتی می توانید روی رفتار دانش آموزان تاثیر مثبت بگذارید که با آنها ارتباط داشته باشید. وقتی به دلیل انتخاب نامناسب رفتار دانش آموز ضروری است او را تنبیه کنید نوعی احساس تنفر از شما در او به وجود می آید و رابطه شما را دچار تنش می کند. باید مراقب باشید تا در اولین فرصت ممکن بعد از تصحیح رفتار دانش آموز دوباره با او رابطه مثبت بر قرار کنید.
    به یاد داشته باشید که: «با این کار مستقیما رفتار خوب را به دانش آموز نشان میدهید».


    برنامه انضباطی ده مرحله ای


    مرحله اول:وقتی دانش آموزان کار خوبی می کنند آنها را تشویق کنید.


    مرحله دوم:از الگو سازی مثبت استفاده کنید.


    مرحله سوم:از روش نزدیک شدن به دانش اموز استفاده کنید مثلا:متوجه می شوید یکی از دانش آموزان به کلاس بی توجه است بنابراین در کلاس قدم می زنید و به تدریج به او نزدیک می شوید و در حالی که به سراغ او می روید از دانش آموزانی
    مشغول کار کلاسی هستند تعریف می کنید. این کار شما باعث می شود آن دانش آموز به کار کلاسی برگردد.به محض اینکه این کار را کرد به او توجه کرده و از او تعریف کنید.


    مرحله چهارم: برای تصحیح رفتار دانش آموزان از آنها سوال کنید.


    مرحله پنجم: توصیه های خود را به صورت خصوصی بگویید.


    مرحله ششم: اول گفته دانش آموز را تایید کنید بعد اورا به مسیر درست هدایت کنید.


    مرحله هفتم: به روشنی قوانین کلاس را به دانش آموزان یاد آوری کنید. در یادآوری این قوانین از عبارت قوانین ما استفاده کنید.


    مرحله هشتم: انتخاب روشنی پیش پای دانش آموز بگذارید.


    مرحله نهم: طبق توافق نسبت به رفتار نا شایست دانش آموز واکنش نشان بدهید.


    مرحله دهم: از شیوه های اخراج از کلاس استفاده کنید.

    ملاحظات مربوط به اخراج دانش آموز از کلاس
    • مسلما اخراج از کلاس جدی ترین عملی است که بر اساس شرایط کلاس انجام می دهید باید این کار را با احتیاط انجام داد در غیر این صورت تاثیر چندانی نخواهد داشت. تنها موقعیتی که از شیوه های دیگر استفاده نمی شود و مستقیما شیوه اخراج اجرا می شود وقتی است که رفتار یک دانش آموز سلامت همکلاسی هایش را به خطر می اندازد در چنین موردی استفاده از این روش هرگز نشانه ضعف شما نیست بلکه جزئی از برنامه انضباطی شما می باشد.و باید همیشه نکاتی را در این مورد در نظر گرفت.بهترین کار این است که از طریق بحث و گفتگو با تمام معلمان و مسئولین مدرسه به پرسشهای زیر پاسخ داد و روشهای مورد توافق را به کار گرفت.
    • چه نوع رفتارهایی اخراج دانش آموز را از کلاس ضروری می کند.آنها را لیست کنید؟
    • به هنگام اخراج از چه نوع جمله های باید استفاده کرد؟
    • چطور باید دانش آموز را از کلاس بیرون کرد؟
    • و دست آخر اینکه: «اگر دانش آموز از کلاس بیرون نرفت چه باید کرد و از چه کسی می توان کمک گرفت»؟
    • دانش آموز پس از اخراج باید کجا برود؟
    • نقش کسی که او را پس از اخراج تحویل می گیرد چیست؟
    • چه نکاتی باید در پرونده دانش آموز درج شود؟
    • به چه کسی باید اخراج دانش آموز را اطلاع داد؟
    • و دست آخر اینکه:« اگر مجبور شوید دانش آموزی را مرتب از کلاس بیرون کنید چه باید کرد»؟
    اخراج از کلاس اولین پیامد بد رفتاری دانش آموز است. بنابر این نقش معلم پس از اخراج دانش آموز به عنوان کسی که مجری این کار بوده است بسیار حیاتی است.پس از اخراج باید در اولین فرصت با دانش آموز حرف بزنید و
    • در مورد اینکه اگر این رفتار بار دیگر تکرار شد چه تصمیم بهتری می شود گرفت با هم صحبت کنید.
    • به او نشان بدهید که از او هیچ دلخوری ندارید و جلسه بعد همه چیز مثل روز اول خواهد بود.
    • برای جبران کلاسی که از دست داده بر نامه ریزی کنید .
    • هر رفتار بهتری که او می تواند در چنین مواقعی داشته باشد به او یاد بدهید.
    • ارتباط عادی را با او از سر بگیرید و اگر دلخوری یا ناراحتی پیش آمده آن را رفع کنید.
    این نکته نیز بسیار مهم است که اخراج دانش آموز را به والدین او ناظم و مدیر مدرسه هم اطلاع دهید.
    مجهز کردن جعبه ابزارمدیریت رفتار دانش آموزان مانند جعبه ابزار است به این معنا که همیشه به یاد داشته باشید برای اداره کلاس در هر موردی همیشه یک راه حل یا یک شیوه ثابت وجود ندارد.این جمله را با خودتان تکرار کنید:وقتی یک روش جواب نمی دهد آن را کنار بگذار و از روش دیگری استفاده کن مثل استفاده از جعبه ابزار.معلمان کارآمد قبل از دست بردن در جعبه ابزارشان ابتدا ویژگی ها و شرایط کلاس را می سنجند و بر اساس آن مناسبترین مهارت یا شیوه عمل را انتخاب می کنند.

    به نمونه هایی از آن اشاره می شود:
    • به هنگام توصیه به دانش آموزان به جای (لطفا) در اول جمله از واژه (ممنونم)در پایان جمله استفاده کنید.مثال:
    رضا (مکث)خودکارت را روی میز بذار وبه من نگاه کن.ممنونم..
    وقتی در آخر جمله از واژه (متشکرم) استفاده می کنید در واقع می گویید (آنقدر مطمئنم در خواستم را انجام می دهی که از قبل،از تو تشکر می کنم.)
    • پس از اینکه دستور شفاهی قاطع خود را که با (ممنونم) تمام شده صادر کردید لازم است دیگر گفتگوی انضباطی را ادامه ندهید و در عوض کارهای زیر را انجام دهید: دیگر به دانش آموز نگاه نکنید، از او دور شوید وبه سایر دانش آموزان بپر دازید، به سراغ دانش آموزانی بروید که کارشان را خوب انجام می دهند و وقت تان را صرف آنها کنید.
    • این روش شما که جزء ابزارهای جعبه ابزار مدیریت شماست به معنی نادیده گرفتن رفتار نامناسب نیست بلکه به این معنی است که تصمیم می گیرید:
    1- کدام رفتارهای دانش آاموزان را می شود نادیده گرفت و برای چه مدت؟
    2- در چه مواقعی باید آنها را نادیده گرفت؟ (اغلب وقتی همه کلاس متوجه این موضوع می شوند مناسب است.)
    • گاهی اوقات وقتی مدام از دانش آموزان بدرفتاری می بینیم وسوسه می شویم عصبانیت و سر خوردگی خود را با سخنرانی کردن خالی کنیم اما باید جلوی این نوع وسوسه ها را بگیریم و خیلی مختصر و مفید حرفمان را بزنیم زیرا دستورهای کوتاه وصریح باعث می شود که دانش آموزان روی موضوع اصلی تمرکز کنند و مشکل را به راحتی تشخیص دهند و بتوانند مشکل را حل کنند.
    • با بد رفتاری دانش آموزان مانند اشتباهی که به راحتی قابل اصلاح است برخورد کنید.راه موثر و مسالمت آمیزی که برای این کار وجود دارد این است که به آنها توضیحی کوتاه در باره مشکل بدهید بدون اینکه کسی را مقصر بدانید و سر زنش کنید.
    • در صحبت با دانش آموزان به جای فعلهای منفی از فعل های مثبت استفاده کنید.همیشه به جای اینکه به دانش آموز بگویید چه کاری را نکند به او بگویید چه کاری را بکند. (مثال) احتمال موثر بودن جمله (رضا از تو می خواهم بگیری بشینی. متشکرم.)به مراتب بیشتر از جمله (رضا لطفا توی کلاس راه نرو..)
    • از دادن اخطارهای مکرر خودداری کنید زیرا با این کار دانش آموزان را تشویق می کنید که پا را از حد خود فراتر بگذارند. مسلما این نوع اخطارها کار ساز نیست: (رضا! این سومین اخطار نهاییه که دارم به تو می دهم!)
    • اگر خطر اینکه دانش آموز با رفتار نامناسبش به خودش یا دیگران صدمه ای وارد کند وجود ندارد اصراری به دنبال کردن فوری توصیه تان نداشته باشید. اگر به دانش آموز فرصت کوتاهی برای این کار بدهید احتمال اینکه بین شما واو بر خوردی پیش بیاید را کاهش می دهید و در عین حال به او اجازه می دهید که در حضور هم کلاسیهایش وجهه خود را حفظ کند.
    • وقتی دانش آموزی می گوید:مگه زوره! یا (نمی تونی به من زور بگی!) بسیاری از معلمان احساس ناتوانی می کنند و تسلیم ندای درونشان می شوند که می گوید: من نمی تونم؟ حالا نشونت می دهم. مسلما پاسخ دادن به این ندای درونی هیچ سودی ندارد و فقط باعث درگیری و برخورد بین معلم و دانش آموز لجوج می شود.واقعیت این است که شما نمی توانید دانش آموزان را وادار به انجام کاری کنید. اما از این واقعیت می توانیم به نفع خودمان استفاده کنیم. به این ترتیب که:«ابتدا گفته آنها را تایید کنیم و بعد بگوییم که انتظار داریم رفتار درستی را که ما توصیه می کنیم انتخاب کنند».
    • بعضی دانش آموزان خیلی زود می فهمند که می توان با رفتارهای نامناسب توجه کامل شما را به خودشان جلب کنند. برخی دیگر اگر پس از صحبت در باره رفتار نامناسبشان همچنان آنها را زیر ذره بین بگذارید احساس می کنند مورد تهدید قرار گرفته اند. در هر صورت موثر ترین شیوه این است که توجه تان را هر چه سریع تر از رفتار نامطلوب دانش آموز به چیز دیگری معطوف کنید.
    • برای اینکه دانش آموز بتواند رفتارش را متوقف کند و در باره رفتار دیگری فکر و سپس عمل کند به زمان نیاز دارد. اگر برای انجام این فرایند به او فرصت لازم را بدهید احتمال اینکه به توصیه تان عمل کند و رفتار مطلوب را انتخاب کند افزایش
    می دهید.
    • یکی از عوامل موثر در مدیریت رفتار استفاده از سوالاتی است که بتواند توجه دانش آموز را جلب کند. این پرسشها باعث
    می شود که دانش آموز بدون آنکه احساس گناه کند مسئو لیت رفتارش را به عهده بگیرد. به ندرت پیش می آید که دانش آموز به ((چرا))های شما جواب های با ارزشی بدهند. بهتر است توجه دانش آموزان را با ((چه))پرسیدن به درس برگردانید. مثال: معلم: رضا!می بینم از سر جات بلند شدی. داری چه کار می کنی؟ رضا: هیچی. معلم: الان باید چه کار کنی؟ رضا: نمی دونم. معلم: باید تمرین شماره دو کتاب را حل کنی تصمیم بگیر، این تمرین را حل کنی. ممنونم.

    منبع:

    زیباوب

    0
    یکی از مسائلی که همه ی معلمان با آن روبرو هستند ارتباط و برخورد با والدین دانش آموزان است. این امر در دوره ابتدایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ارتباط با والدین دانش آموزان گاهی اوقات موجب به دردسر افتادن معلمان می شود. معلمان با تجربه در اوایل شغلشان حتما توسط برخی والدین به چالش کشیده شده اند و از این موضوع مطلع اند. در این قسمت سعی شده تا انواع موقعیت هایی که یک معلم می تواند در هنگام برخورد با والدین قرار گیرد مورد بررسی قرار گیرد و راهکارهایی ارائه شود.

    والدینی که در روز ملاقات خیلی مشتاق هستند.
    شما با دقت همه چیز را آماده کره اید. همه چیز منظم ومرتب است و خوب پیش می رود. اما هنوز شروع به حرف زدن نکرده اید که یک دست بالا می رود. شما با حوصله به سوال شخصی پدری درباره دخترش جواب می دهید. چند دقیقه بعد او دوباره سوال دیگری راجع به بچه خودش دارد. باز هم مودبانه جواب می دهید. به زودی دست های همه والدین بالا می‏رود تا درباره دخترشان بپرسند.
    راه حل: کنترل جلسه را به دست بگیرید. به مادر یا پدر خیلی مشتاق یا نگران بگویید که او را درک می کنید اما وقت کم است و باید به مسائلی پرداخت که به درد همه بخورد و شما بعدا در یک جلسه خصوصی درباره بچه او حرف خواهید زد. به بقیه بگویید که سایرین هم می توانند از این امکان استفاده کنند. می توانید برنامه ملاقات ها یا شماره تلفنی در اختیار همه قرار دهید تا خیالشان راحت شود و بعد دوباره به موضوع اصلی برگردید و ادامه بدهید.

    والدینی که می خواهند یادتان بدهند چطور درس بدهید.
    مادری تقاضای ملاقات کرده ولی نمی دانید می خواهد در چه موردی صحبت کند. بچه این مادر از لحاظ درسی و اجتماعی مشکل ندارد، برای همین اصلا حدسی نمی زنید. در روز ملاقات مادر مورد نظر وارد کلاس شده، می نشیند و شروع می کند به گفتن اینکه شما باید طور دیگری درس بدهید و برنامه تان نیاز به بهبود دارد!

    راه حل: اول خوب گوش بدهید. تا ده بشمارید و یادتان باشد که شما حرفه ای هستید. حالت دفاعی نگیرید حتی اگر حس می کنید که توانایی کاریتان زیر سوال رفته است. قبل از هر دیداری با والدین طرح درس ها کتابهای معلم و اهداف پایه تان را آماده کنید. به والدین توضیح دهید که نحوه تدریس شما مطابق دستورالعملهای اینهاست. نشانشان بدهید که تحقیقات با نحوه تدریس شما موافق هستند. در آخر از آنها بخواهید موقع کارتان سر کلاس بیایند شاید اگر نحوه کار را ببیند، قانع شوند. اگر هیچ کدام از اینها کار نکرد، از مدیر بخواهید که کمکتان کند!
    والدینی که هر روز در مدرسه هستند.
    درست مثل ساعت هر روز صبح! هر روز اصرار می کند که یک دقیقه از وقتتان را بگیرید اما البته بیشتر طول می کشد. موضوع حرفش مهم نیست اما حتما می خواهد حرف بزند.

    راه حل: بگذارید بفهمد که شما به او توجه می کنید اما نمی توانید هر صبح این کار را بکنید. چند انتخاب برایش مطرح کنید و و روزها و ساعتهایی را که می توانید با او حرف بزنید به او اطلاع دهید. اگر آرام ولی محکم باشید، مشکل حل خواهد شد.

    والدینی که هرگز در ملاقات شرکت نمی کنند.
    اهمیتی ندارد که چند بار نامه و دعوت نامه بفرستید، او هرگز شرکت نمی کند. شاید برای والدین به اندازه بچه نگران هستید. چه کار باید کرد؟

    راه حل: تماس تلفنی راه حل فوری ای است. تا وقتی مستقیما با والدین حرف نزده اید، به تلفن کردن ادامه بدهید. از آنها بپرسید چه وقتی برای آمدن به مدرسه برایشان مناسب تر است. اگر از صبح تا شب کار می کردند، خواهش کنید وقت ناهارشان را به آمدن به مدرسه اختصاص بدهند. یا صبح زود شما را ببینند.

    والدینی که فکر می کنند شما زیادی به بچه ها تکلیف می دهید.
    ناگهان به مدرسه می آید و راجع به تکالیف سر و صدا راه می اندازد.شکایت می کند که بچه اش حتی وقت خوابیدن هم ندارد. می گوید حتما شما کار خودتان را خوب انجام نمی دهید که بچه باید در خانه این همه کار کند. شما چه جوابی دارید؟

    راه حل: هر چند باید به نگرانی آنها توجه کنید ولی الان وقتش نیست چون خیلی عصبانی هستند. به او بگویید خوشحال می شوید با او حرف بزنید ولی الان وقت مناسبی نیست. از او بخواهید شماره تلفنش را به شما بدهد تا در اسرع وقت با او تماس بگیرید ووقت ملاقات بگذارید. وقتی می خواهید ملاقات کنید از یک معلم دیگر یا مدیر یا مشاور مدرسه بخواهید حاضر باشند. توضیح بدهید که چرا و چقدر تکلیف می دهید. از والدین بخواهید ببینند که بچه چه زمانی به تکلیف اختصاص می دهد و آیا در تمام کردنش مشکل دارد که بیشتر از سایرین به تکلیف وقت اختصاص می دهد. اگر اینطور است سعی کنید دلایل این مشکل را پیدا کنید. برنامه ای تنظیم کنید که توانایی دانش آموزان را افزایش دهد. اگر مشکل هنوز باقی ماند با والدین برنامه کاری ای تنظیم کنید تا کارخانه را کنترل کنند و کمک کنند در وقت مناسب انجام شود.
    والدینی که از نمره های فرزندانشان ناراحت هستند.
    روز بعد از کارنامه ها به شما زنگ می زند و با ناراحتی می گوید که فرزندش قبلا نمره های خوبی می گرفته اما الان افت کرده است. چه خبر است؟ چرا قبلا به من نگفتید؟
    راه حل: نگذارید عصبانیت والدین شما را از کوره به در کند. همیشه لیست نمرات و کار پوشه بچه ها را دم دست داشته باشید و از روی آن و چیزهایی که در کلاس مشاهده کرده اید، جواب بدهید. شاید بچه تکالیفش را گم کرده باشد. به والدین ناراضی گوش بدهید و حرفشان را قطع نکنید. بعد سعی کنید برای حل مشکل با هم راه حلی پیدا کنید. شاید بهتر باشد نکاتی درباره درس خواندن یا منظم بودن تکالیف به والدین گوشزد کنید. به او یادآوری کنید که شما هم می خواهید بچه آنها موفق شود.
    مولف
    ساناز فرهنگی